تبليغاتX

به بزرگترین کلوپ هواداران تک ستاره ی اسمان موسیقی ایران حمید عسکری خوش آمدید 

               Hamid Askari

 

 

 Is The Global Beloved

 www.hamid-askari-coma.blogfa.com 

  ۩ بزرگترین کلوپ هواداران حمید عسکری ۩

ناقابل سالی پونزده شونرده میلیون پول لباس و بی موبایلی با 12 تا خط!!!


سلام/امروز هر چی که واستون اوردم نسیه س!یعنی یه تیکه از وب بنفشه اوردم یه تیکه ام از وب فاطمه

اول بگم که سایت حمید عسکری عزیز افتتاح شد:

http://hamid-askari.ir/

دوم اینکه چند وقت پیش سپیده جان بهم گفت حمید با مجله نسل امروز مصاحبه کرده که من برام امکان تهیه ش فراهم نشد و همش دپسرده بودم! اما الان دیدم فاطمه ی جان! مصاحبه با عکسای توپ گذاشته که بی اجازه بدون ذره ای تغییر به حالت کپی پیس برداشتمش! البته برای اینکه خیلی نامردی نکرده باشم!عکسا رو نمیذارم تا زحمت خودتون زیاد شه و برین وب فاطمه و عکسا رو ببینین و ازش تشکر کنین!  آپ امشبو که کردم میرم ازش اجازه میگیرم!(http://bitajigar.blogfa.com/) (راستش دلم نیومد مصاحبه به این مفصلی رو تو وبم نداشته باشمش!)

لباس روشن بپوش...!

اجازه بدهید من هم بخوانم!

سرودن شعر پشت فرمان!

گریه برای وای که چقد ترو دوس دارم و...!

دلم برای خودم سوخت...!

سال 85 از كنار هر اتومبيلى كه رد مى شديد صداى بلند خواننده اى به گوش مى رسيد كه اول احساس مى كرديد                                                                                                   

شادمهر عقيلى و آلبوم تازه اش است. اما كمى بيشتر كه صبر مى كرديد تفاوت موسيقى وترانه ها، شما را از اشتباه در می آورد.                                                                              

 او كسى نبود جزحميد عسكرى، خواننده محبوب نسل جوان كه با تلاش و پشتكار خودش نشان داد                                                                                                                     

مى توان در اين عرصه به صورت حرفه اى و بدون تقليد باقى ماند و پيشرفت كرد. ما در اين شماره براى پيشنهادات لباس پاییزی به سراغ او رفتیم و پس از تاخیر یک ساعت و نیمه،    میزبان او در بازرگانی صنایعی واقع در خیابان وزرا شدیم.                                                   عسكرى با صبورى تمام نزديك به دو ساعت مقابل دوربين عكاسى ما در پزهاى مختلف        ايستاد و پس از آن بدون هيچ خستگی پاسخگوی سوالات ما در زمینه های مختلف شد.         

گفت وگوى جالب ما با اين خواننده خوش صدا را شاید به زودی بر پرده سینما هم او   را  ببینیدو لذت ببرید:   

       

• قبل از ورود به حرفه خوانندگی چقدر پوشاک  لباس برايتان اهميت داشت؟

مثل همين الان بود و تغيير خاصی نکرده.  

• خب همين الان چطوری است؟

هيچ وقت دنبال چيزی به نام مد نبودم و هر چيزرا که خودم صلاح میديدم و به من می آمد را انتخاب میکردم و م یپوشيدم.

• رسمی يا اسپرت؟

بيشتر اسپرت بوده.

• ترکیببندی رنگی اش برايتان مهم بود؟

بيشتر تيره استفاده م یکنم. مشکی بيشتر میپوشم.

• پس شما رضا صادقی هستيد؟

(خنده) خب ايرانیها مشکی بيشتر استفاده میکنند.

• کسی هم میگفت که اين رنگ به شما بيشتر می آيد يا...

نه، خودم احساس میکردم بيشتر به من می آيد.

• يعنی به نظر ديگران اهميت نمیدهيد؟

تا چه کسی باشد!

• خب بعد از ورود به خوانندگی تلاش نکرديدبه پوشاک اهميت بيشتری بدهيد؟

معمولا برای مطبوعات و مجلات مختلف هم رنگ تيره پوشيدم جز شماره نوروزی هفته نامه تلاش.

• از آنجا به بعد تصميم نگرفتيد در رنگ لبا ستان تغيير دهيد؟

يکی دوبار اين کار را کردم اما باز به سليقه قبلی ام برگشتم.

• چرا؟ اصولا ورود به حرفه هنرو ديده شدنی که درآن هست الزامات بسياری دارد.

خب در واقعيت به اين شدتی هم که میگويم نبوده است و لبا سهايی بارنگهای ديگر هم پوشيد ه ام. اما در کشور ما اين داستان جدی گرفته نمیشود چون شرايط آن نيست. مثلا درهاليوود رقابت ميلی متری است و خيلی مسائل ريز و جزئی تعيين میکند چه کسی شماره يک باشد. اما:

اينجا هنرمندان، خوانندگان و... به مدل موی سر، وزن، تيپ و... توجهی ندارند و شايد دليلش نبودن آن رقابت باشد.

• ولی من برعکس فکر میکنم بعضی ها هستندکه طراح لباس يا گريمور مشخص و مخصوصبه خود دارند.

اشخاصی که میگوييد حرفه ای نيستند. الان واقعا يک آرايشگر حرفه ای که مدل موی شما را بشناسد

و بداند چه کاری بکند نداريم. يک نفر در هاليوود ممکن است ۶ ماه يک نوع مدل مو بيشتر نداشته باشد

ولی اينجا فلان آرايشگر همه را شبيه به هم درست میکند و همه چيز شوخی است.

• شما نخواستيد تغييری ايجاد کنيد وبدعت گذار شويد؟

من اکثر اوقات خودم موهايم را درست میکنم چون کسی که می آيد درک نمیکند جنس موهای من وحالت صورتم چيست،

 اينها را در نظر نمیگيرد و فقط به مدل موی قشنگ فکر میکند در حالی که ممکن است به من نيايد.

• برای لباس هم خودتان تصميم میگيريد؟

بله.

• خريد هم شخصاّ میرويد يا کسی را برای نظردادن میبريد؟

اکثراّ دوستانم همراهم می آيند اما آخر سر خودم انتخا ب کننده هستم.

• با ذهنيت وارد يک مغازه يا فروشگاه میشويد؟

بعضی وقتها يک ذهنيت دارم، بعضی وقتها نه.داشتن ذهنيت کار شما را سخت میکند چون دربازار ما تنوع آنچنانی وجود

ندارد.ساعتها میگرديدو آن چيزی که میخواهيد را پيدا نمیکنيد و بعدبراساس چيزهايی که وجود دارد انتخاب میکنيد

.• الان آلبوم شما آماده شده و ميخواهيد برای جلد آن عکس بگيريد، چه لباسی انتخاب میکنيد؟

اتفاقا دوست دارم ساده عکس بگيرم.

• چرا؟

به خاطر اينکه با مخاطب عام در ارتباط هستم وميانگين سليقه مردم را که گرفتم به اين نتيجه رسيدم بايد خيلی ساده باشم. الان هم عکس ساده گرفتم.

• لباس شما در عکس چه رنگی است؟

تيره..

• يعنی باز هم از خانواده مشکی؟

بله.

• برای اجرای کنسرت چه لباسی می پوشيد؟

متنوع بوده، از شلوار و کاپشن چرم مشکی تا لباس يک دست سفيد و حتی پلنگی!

• پلنگی؟

شلوار نظامی با تیشرت پلنگی. خيلی از آن استقبال شد

.• هيچکس پيشنهاد نداده بود؟

نه، خودم خوشم آمد اين شکلی بپوشم.

• کدام کنسرت؟

کيش و خيلی واکنش مثبت داشتم.

• اين واکنش را از کجا متوجه شديد؟

از هيجا ن هایی  که نشان میدادند.

• يعنی متوجه می شديد که مثلا برای لباستان تشويق میشويد؟

نه خب، بعدا به من میگفتند که چقدر لباستان جالب بود.

• تا به حال مخاطب هايتان گفته اند چه لباسی بپوشيد؟

همه میگويند روشن بپوش! (خنده) حتی يادم هست در پاساژ مجتمع تجاری ولنجک که رفته بودم عد های آمدند و گفتند آقای عسکری تورو خدا سفيدبپوشيد.چون شب قبل به کنسرت من آمده بودند ولباس مشکی به تنم ديده بودند.

• اما با سادگی ای که به آن تاکيدداريد مخالف لبا سهايی که باعث شود يکباره طرفدارانتان را شوکه کنيد هم نيستيد؟

آره، دقيقاّ گاهی اوقات اين مدلی میشود.

• اگر هنگام کنسرت خبر بدی بشنويد مثل از دست دادن يکی از عزيزانتان، همان لحظه تغيير لباس میدهيد؟

صددرصد. اما اتفاق عجيب و غريبی است که تا به حال پيشبينی اش نکردم و فکر هم نمیکنم برایکسی اتفاق افتاده باشد.

• اگر مراسم های مختلف دعوت شويد لباس خاصی در نظر میگيريد؟

بستگی به نوع مراسم دارد. يک زمانی بايد کلاسيک پوشيد و يک زمانی هم میتوان با اسپرت رفت.

• پس کلاسيک هم میپوشيد؟

بله.

• بيشتر از دستمال گردن استفاده میکنيد؟

بله، آن را بيشتر دوست دارم

.• در کنسر تها پوشش شما بيشتر لبا سهای تنگ بوده، اگر زمانی به لحاظ جسمی تغييرکنيد و چاق شويد از چه پوششی استفاده میکنيد؟

تيره میپوشم چون آدم را لاغرتر نشان میدهد. البته در دوره جوانی و دانشجويی بسيار لاغر بودم اما درکار موسيقی به دليل

اينکه يا در استوديو مشغول کار هستيد يا در خانه و تحر کتان کم است موجب اضافه وزن میشود.

 

• به اين موضوع که به عنوان يک خواننده حرفه ای بايد برای خيلی از مسائل زندگی تان برنامه ريزی داشته باشيد فکر میکنيد؟

صددرصد، اين موضوع خيلی مهم است و کم کم میخواهم رعايت کنم.

• يعنی خودتان همه چيز را عهد ه دار شويد؟

بله، در خارج يک تيم حمايت کننده کنار هنرمند هست ولی اينجا هر کس اگر پيشرفت کند به خاطرتلاش خودش بوده است.

• پس چطور به عنوان خواننده حرف های موبايل نداريد؟

مزاحمت زياد بود حداقل در يک سال اخير ۱۲ تا خط داشتم اما به خاطر آرامش ترجيح می دهم الان موبايل نداشته باشم

.• بيشتر از کجا خريد میکنيد؟

سعی میکنم زما نهايی که در سفر هستم خريدهايم را انجام دهم چون اينجا خريد سخت است

.• چرا؟

تنوع لباس اينجا کم است.

• در سفرهايتان از کجا بيشتر خريد میکنيد؟

هرجا که بشود! از بالی گرفته تا دبی.

• مار ک باز هستيد؟

يک جورهايی بله.

• از کدام مارک بيشتر استفاده میکنيد؟

D&G را خيلی دوست دارم. 

تا حالا پيشنهاد داشته ايد که مدل پوشاک مارکی شويد؟

نه

.• و اگر بشود؟

قبول نمیکنم چون کار من موزيک است.

• پس چطور قصد ورود به بازيگری را داريد؟

ببينيد من هنگام کنسرت روی استيج برای مردم مشغول بازی تمام ترانه هايم هستم و شايد دليل موفقيت کنسر تهايم

همين باشد.  واکنشهای عجيب و غريبی که از مردم میگيرم به همين خاطراست، چون بی احساس نيستم.

• در رابطه با کفش، ساعت، کمربند و... چطور؟

اين موارد به نظرم هميشه بايد هماهنگ باشند بخصوص برای کسی که کار موزيک میکند و من همحواسم به اين موضوع

هست

.• کدام فصل را برای انتخاب لباس دوست داريد؟

پائيز و زمستان چون تنوعش بيشتر است

.• به پوشيدن کت و شلوار علاقه داريد؟

نه، اسپرت و چرم را بيشتر دوست دارم.

• لباس ورزشی چطور؟

آره، يکبار برای يک عکاسی تیشرت چلسی پوشيدم

.• هزينه پوشاک حميد عسکری در يک سال چقدر است؟

شايد ۱۵ ،۱۶ میلیون

• با وجود علاقه تان به سادگی اما خرج بالايی داريد؟

 آخر شما فرض کنيد يک کت چرم تنها ۵۰۰ ،۶۰۰هزار تومان است.

• برندی بوده که از شما بخواهد پوشاکش را درکنسرت بپوشيد؟

نه

.• پوشيدن لباس در کنسر تهای تهران سختتراست يا شهرستان؟

تهران، چون همه قشری به کنسرت می آ يند و بيشترزير ذر هبين هستم.

• ولی با وجود اين ذر ه بين، لباس پلنگی میپوشيد؟!

بله! (خنده) برنامه ريزی نشده بود و دلم خواست، ولی برای کنسرت تهران لباس خاصی میپوشم.

• چطوری است؟

نمیتوانم بگويم.

• رنگش را چی؟

مشکی است.

• اهل تنوع هم هستيد؟

آره، حتی همين مشکی ای که میگويم را سعی میکنم متنوع باشد.

• پوشش حميد عسکری طوری است که مخاطب از دور تشخيص دهد و بگويد اين حميد عسکری است؟

نه. خيلی متفاوت نيستم.

• هنگام خريد چانه هم میزنيد؟

اصلا، اما خودشان تخفيف میدهند.

• چرا هميشه يقه پيراهنتان باز است؟

دوست دارم، تیشرت يقه گرد نمیپوشم. اينطوری راحتتر هستم.

• توصيه لباس پوشيدن برای ديگران داريد؟

با توجه به قد، فيزيک، رنگ پوست، مدل مو و... لباس انتخاب کنند نه فقط براساس مد. اگر يک نفرظاهر خوبی نداشته

باشد با پوشيدن يک لباس خوب میتواند به چشم بيايد.

• تفاوت مهم آلبوم جديدتان با آلبوم قبلی،تغيير تنظيم کننده ترانه هايتان است؟

بله، قبلا ميلاد ترابی بود و الان نيما وارسته است. 

• کمای ۱ را بيشتر دوست داريد يا کمای ۲ ؟

کمای ۱ را به جای خود دوست دارم اما کلا به موزيکريتميک و هاوس علاقه زيادی دارم که نيما وارسته در اين زمينه خيلی خوب کار میکند و دليل اينکه بااو کار کردم همين بود و تعداد ترانه های انرژيک ما دراين آلبوم بيشتر است.

• در کنسر تها با گروهتان راحت هستيد؟

بسيار، دليل اينکه مردم خيلی ارتباط برقرار میکنند همين است که گروه بسيار هماهنگ هستند. بچه های گروهم هر

لباسی که دوست دارند میپوشند البته به شرط رعايت هارمونی رنگ کلی لبا سها.

• شعرهايتان در آلبوم اول سختتر حفظ میشد؟

ولی مردم خيلی خوب بلد بودند تا جائی که من میخواستم بگويم اجازه بدهيد من هم بخوانم!

• مصر عها طولانی بود؟

که «... وای که چقدر تورو دوست دارمو » بله، مثل خب مدل خودم است البته در آلبوم جديد اين مدل متفاوت شده است

• چه تعداد ترانه است؟

۹ تا.

• و چرا دوباره عنوانش کما است؟

به اين خاطر که هنوز در کما هستم اما در آلبوم اول هم ترانه ای به اين عنوان نداشتيم اما فضای شعرهایمن فضای آدمی

است که از نبودن عشق در کما به سر میبرد.

• اين عشق به کی هست؟

کاملا زمينی است، شعرهايی که مینويسم وآهنگهايی که میسازم حس تمام جوانان امروز به هر کسی میتواند باشد.

• صحبت از اميد و آرزو در آلبوم جديد هست، چون در آلبوم قبلی بيشتر شکست و نااميدی بود؟

در آلبوم جديد هست اما در کمای ۱ شعر اينطوریاما « قسمت نم یشه انگار دستِ تورو بگيرم » بود که

نمیگفتم الهی سقف آسمون خراب بشه روی سرت.

 يا در قطعه تلافی شعر اينطوری است که« میخوامتلافی بکنم، چشمای تو يادم مياد » در واقع در آلبوم

 قبلی هم خيلی نااميدی و نفرت نبود. فضای شعرهای آلبوم جديد مثب تتر است، مثلا شعری هست به اين مضمون که

.« من تو بهشتم و تو فرشتمی »

• شاه ترانه آلبوم اين شعر است؟

نه » سرآلبومی کمای ۲ است. شعر اينطوری است که عادته اين حسی که به تو دارم، نه هوسه، تو نفسی /

.« من تو بهشتم و تو فرشتمی

• کدام قطعه کمای ۱ را بيشتر دوست داشتيد؟

بازم دلم گرفته، چند روزيه که رفتی...

• و در آلبوم جديد؟

همان من تو بهشتم و... که نامش هم بهشت و فرشته « قسمت نم یشه انگار » است و يکی هم ادامه قطعه

از آلبوم قبلی است.

• مردم در کنسر تها کدام قطعه را میخواهند تکرار کنيد؟

ناشناس را بيشتر ميگويند.

• کارهای آلبومتان را خودتان انجام داديد؟

آهنگسازی قطعات با خودم بود. در شعرها داريوش شهرياری کمکم کرد. تنظيمها همه با نيما وارسته است.

• در کنسر تهای خوانندگان خودمان شرکت میکنيد؟

اگر دعوت شوم، بله.

• به نوع خوانندگی، لباس پوشيدن يا حتی همان بازيگری روی استيج آنها دقت میکنيد؟

نه، متاسفانه هيچ کدام از خوانندگان ما رعايت نمیکنند.

• آلبوم جديدتان چه زمانی به بازار می آيد؟

بين ۱۵ تا ۲۰ مهر.

• يخ بازار را آب میکند؟

قطعا فروش خوبی خواهد داشت.

• کار را روتوش کرديد؟

صد بار.

• يعنی از کمای ۱ بيشتر فروش میرود؟

کما ۱، يک ميليون و دويست هزار نسخه فروش رفت  ۱۷،۱۸ ميليون نسخه دانلود شد، برای همين ، چون مخاطبم را

میشناسم میدانم اين کار هم موفق میشود.

• برنامه کنسر تهايتان چگونه است؟

۲۱ و ۲۲ آبان در سالن همايشهای برج ميلاد شبی دو سانس کنسرت میگذاريم.

• برای کنسرت طراحی صحنه برايتان مهم است يا لباس؟

صحنه، لوکيشن و نورپردازی خيلی مهم است.

• بيشتر در چه شرايطی شعر میگوييد؟

در خيلی از موقعيتهای مختلف مثلا در خيابان، پشت فرمان و...

• پيش آمده از خواب بيدار شويد و شعر بگوييد؟

خيلی، نصف شب هم بوده. شعر تلافی را در جاده اصفهان – تهران پشت فرمان گفتم. در واقع وقتی شرايط و لحظات

حسی پيش می آيد، شعر میگويم.

• پس هميشه قلم و کاغذ کنارتان هست؟

آره، حتما.

با کداميک از ترانه ها بيشتر خاطره داريد؟

با همه.

• تا به حال شده با يکی از ترانه هايتان گريه کنيد؟

بله. دلم برای خودم سوخته.

• کدام ترانه؟

وای که چقدر تورو دوست دارم و... با اينکه شاد است اما وقتی آن را ساختم زار زدم

.• با شعر خوانند ه های ديگر هم اين اتفاق افتاده؟

اگر تاثير بگيرم حتماّ. بعضی از کارهای چاووشی راخيلی دوست دارم. چون من خيلی به شعر دقت میکنم.

• الان رقيب داريد؟

همه خوانندگان ايرانی رقيب من هستند با اينکه رقابتی با آنها ندارم.

• رقيب هستيد يا رفيق؟

با کسی رقابت ندارم اما رفقای زيادی در اين حرفه دارم.

• حالا چرا می خواهيد بازيگر شويد؟

من هميشه پيشنهاد بازيگری داشتم اما نمیپذيرفتم.

• به خاطر صدا بود يا فيزيک؟

نمیدانم اما قراردادم با هدايت فيلم شايعاتی ايجاد کرد که البته خيلی به اين شکلی که پخش کرد ه اند،نيست.

• اصلا دوست داريد بازيگر شويد يا نه؟ در این کار موفق می شويد.

بله و مطمئن باشيد اگر من پای چيزی را امضاء کنم آن کار موفق میشود.

• پس اعتماد به نفس هم داريد؟

صددرصد.

• تکليف کار با آقای جيرانی چی شد؟

نمیتوانم توضيحی در اين باره بدهم. هدايت فيلم اين اجازه را به من نداده است.

• پيشنهاد خواندن تيتراژ فيلم يا سريال داشته ايد؟

نمیپذيرم.

• اگر بازيگر شويد، تيپ و لبا ستان متفاوت میشود؟

نه، همان که هستم خواهم بود.

• فکر کنيد که الان بازيگر شد ه ايد و قرار است اولين اکران خصوصی فيلمتان باشد، چه لباسی میپوشيد؟

اگر زمستان باشد سرتا پا چرم میپوشم.

• و اگر فصل ديگری باشد؟

طبيعتاً لباس اسپورت، جين و پيراهن.

• در رابطه با شباهت صدايتان با شادمهر تلاش کرديد تفاوت ايجاد کنيد؟

نه، برای اينکه استمرار گوش کردن يک صدا موجب تفاوت در ذهن شما میشود. اگر برای يک بار گوش کنيد اين شباهت

تلقی میشود اما با مداومت در شنيدن، تاثيرش را از دست میدهد.

• شادمهر هم وارد حيطه بازيگری شد و بعداز ايران رفت؟

من سعی م یکنم اين اتفاق برايم رخ ندهد.

 

حتما برین عکسا رو ببینین حیفه نبینین! این عکسا هم از سایت حمید برداشتم! رکورد کش روی مطلبو شکستم!برای بزرگ شدن رو عکسا کلیک رنجه بفرمایید!

اینم آهنگ خالکوبی!:

فرمت : Mp3 / کیفیت : 192Kbps

 امین بامشاد و حمید عسکری - خالکوبی

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps

 امین بامشاد و حمید عسکری - خالکوبی

فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps

 امین بامشاد و حمید عسکری - خالکوبی

بذارین یه ذر فکر کنم ببینیم چیز دیگه ای نمونده که کش نرفته باشم!

.

.

.

نه دیگه فعلا تموم شد.

وای یه چیزی یادم رفت!مجله ی بانوی شرقی فراموش نشه!راستی امروز میخوام وبلاگ بسیار پر محتوا و جالب شاهین عزیز رو خدمتتون معرفی کنم:

عنوان وبلاگ شاهین هست:طرفداران حمید عسکری.که شاهین یه محیط کلاسیک و مفیدی رو برای خواننده محبوبش آماده کرده/امیدواریم شاهین جان هر چه بیشتر در راه طرفداری از حمید عسکری عزیز موفق باشه شاهین با انتخاب به جا و کاملا درخور star در ادامه ی اسم حمید در قسمت آدرس خودش سعی کرده همون لحظه ی اول ویژگی بزرگ و مهم حمید رو به ببیننده ی سایت یادآوری کنه!اینم آدرس:

http://hamid-askari-star.blogfa.com/

و به عنوان مطلب آخر حمیدو دوست داریم خیلی زیاد تا کور شود هر آن که نتوان دید و روشنتر شود هر آنکه بتوان دید!

دوستون دارم...عیدتون خیلی مبارک...بابای...

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:21:51 تاریخ ارسال :جمعه ششم آذر 1388



سلام/دیروز روزهای زندگی خریدم!چی دیدم!میخواین بدونین!؟

تنهایی و غربت در تهران چطور است؟

بد نیست. شکر خدا دوستان هستند.رضا-پسر عمویم-هم هست.

روزی چند بار با خانواده صحبت می کنی؟

سه-چهاربار

واقعا؟

بله.واقعا خیلی عجیب است؟

نه ولی...

من اتفاقا خیلی با خانواده ام وابسته ام.این خصلت ما ایرانی هاست.

بیشتر با کدامیک از اعضای خانواده راحتی؟

ما همه با هم ارتباط عمیق و خوبی داریم ولی تا حدودی با خواهرهایم رابطه مان صمیمی تر است.

با پدرت چطور؟

یک سری رودر بایستی های خاص پدر و پسرانه بین ما وجود دارد.

در اوقات بیکاری چه کار می کنی؟

موسیقی گوش می دهم.فوتبال نگاه می کنم.بعضی وقت ها با دوستان فوتبال هم بازی می کنم.

از آلبوم جدیدت بگو؟

کار قابل قبولی از آب در آمده است.دو تراک جدید به آن اضافه کردیم.

فکر می کنم این آلبوم یک سال قبل قراربود منتشر شود.دلیل این همه تاخیر چیست؟

حساسیت های همیشگی من و یک سری اتفاقات خاص باعث شد کار عقب بیفتد.

فضای آلبوم جدیدت چقدر با آلبوم قبلی فرق می کند؟

فضا تقریبا همان فضای عاشقانه قبلی است.(کما 2) قصه همان عاشقی است که به کما رفته ولی از لحاظ ریتم و تنظیم تغییرات محسوسی را انجام داده ایم و این کار پیشرفت قابل توجهی نسبت به آلبوم قبلی داشته است.

به موفقیت این آلبوم چقدر امیدواری؟

در این شک نکنید که ان شالله ... آلبوم (کما 2)با استقبال مردم روبرو خواهد شد.

این موفقیتی که از ان صحبت می کنی حاصل چه عواملی می تواند باشد؟

من فکر می کنم با تجربه تر شده ام و دوروبرراهم بهتر شناخته ام. نیما وارسته نقش بزرگی در این آلبوم ایفا کرده است.نیما دوست خوب من است. این دوستی ها در کار تاثیر زیادی گذاشته و نتیجه را صد برابر بهتر کرده است.

یک آلبوم موسیقی چند نسخه باید فروش کند تا بشود آن را موفق بدانیم؟

اگر بالای صد هزار نسخه بفروشد میشود گفت که خرجش را در آورده است.ولی آلبومی موفق است که فروشش از پانصد هزار تا بالا تر باشد.

خبرهایی که حضورت در سینما منتشر شد چقدر صحت دارد؟

چون فعلا چیزی قطعی نشده بهتر است در این رابطه صحبتی نکنیم.

ولی قراردادت با هدایت فیلم رسانه ای شده است.

بله قرار دادی دو ساله با هدایت فیلم به امضا رسانده ام.یک سری اتفاقات خوب و خوشایند قرار است در آیند ه ای نزدیک بیفتد که در صورت قطعی شدن آنها را به طور کامل بیان می کنم.

دوست داری بعد از انتشار آلبوم اولین کنسرتت را کجا اجرا کنی؟

برنامه های زیادی دارم نقشه های جالبی کشیده ام.ولی ... چون قطی نشده آنها را اعلام نمی کنم.

یک جمله از آلبوم جدیدت را برای خوانندگان مجله روزهای زندگی بیان کن و به آنها هدیه کن؟

هیشکی مثل من تو رو دوست نداره گل من...!

حمید عسکری یک فرق اساسی با دیگر خوانندگان نسل جوان دارد؟

چه فرقی؟

در کار های او و آهنگ هایش از نفرین خبری نیست.

برای این کار دلیل دارم.

چه دلیلی؟

دوست ندارم نفرین وجود داشته باشد.شاید انسان در انتخابش اشتباه کرده است. شاید قسمت بوده.شاید ... نفرین زیاد جالب نیست.

خوانندگی نیاز هایت را تامین می کند؟

اعتقاد دارم باید آرامش داشت.لذت برد.خوانندگی یک پناه گاه امن برای من است.به آن علاقه فراوانی دارم و سبک می شوم.

نسل جوان علاقه زیادی یه صدایت دارند.

این لطف آنهاست.همین احساسات و تشویقها باعث می شود که انگیزه ام برای ادامه افزایش یابد.

از خصوصیات اخلاقی ات بگو.

همیشه سعی کرده ام خداوند را در کار هایم در نظر داشته باشم. از احساسات بیهوده دوری کنم.مردمدار باشم و به مردم خدمت کنم.

دوست داری کدام لحظه زند گی ات ذوباره تکرار بشود؟

باید تلاش کنندو در همه حال صداقت داشته باشند و فراموش نکنند صداقت توکل به خداوندو سختکوشی سر آغاز همه پیشرفتهاست.

رابطه تان با مطالعه چگونه است؟

سعی می کنم در زمان های بیکاری ام کتاب بخوانم فیلم نگاه کنم کتاب خواندن بخشی از زندگی من است.

در کار خوانندگی مادیات چند در صد انگیزه را تشکیل می دهد؟

خیلی مهم است و اگر کسی بگوید نه تعارف می کند اما خود من بدون مطالعه و انگیزه کاری انتخاب نمی کنم نباید به خاطر مادیات آدم کاری انجام دهد که به نفعش نیست.

تنهایی را ترجیح می دهید یا بودن میان جمع را؟

تعادل را رعایت می کنم. نه تنهای تنها و نه شرکت در جمعهای شلوغ.

آدم مغروری هستی؟

گاهی تمام آدم ها باید کمی مغرور باشند.البته تا آنجایی که در توانم بوده سعی کرده ام متواضع باشم چون هر چه دارم از محبت های مردم است.

چه اتفاقی ممکن است اشکت را در بیاورد؟

وقتی در خیابان و هر کجای دیگر می بینم مردم مشکل دارند چه مالی چه اجتماعی وچه ... .

نظرت درباره دروغ؟

از دروغ متنفرم. دروغ بدترین چیز است.

اهل کمک کردن به دیگران هستی؟

هر کاری که از دستم برآید برای دیگران انجام می دهم.البته دوست دارم این کار مخفی باشد.

بزرگترین سرمایه یک انسان چیست؟

صداقت و مردمداری.

شنیدیم به جز خوانندگی شغل دیگری هم دارید؟

در گوهر دشت کرج یک کافی شاپ دارم به نام (راندوو) ودر شهرک غرب به نام(ناشناس).

به ورزش علاقه داری؟

بله.

با فوتبالیست ها هم رابطه خوبی داری؟

بله.با بسیاری از فوتبالیست ها صمیمی هستم و رابطه مان بسیار خوب است.

از اینکه تیم ملی به جام جهانی نرفت چه احساسی داشتی؟

مثل تمام ایرانیان ناراحت شدم.

تحمل شنیدن انتقاد را داری؟

آدم انتقاد پذیری هستم اما انتقاد مغرضانه را دوست ندارم.

نظرتان درباره واژه های زیر:

خداوند:

خالق هستی یاور همه انسانها

مرگ:

حق است

تولد:

بهترین روز انسانی

گل:

خوشبو

عشق:

پایه و اساس زندگی

پدر ومادر:

بهترین بهانه برای زندگی

دوست:

دوست خوب نعمت است

ایران:

سرزمینم.دنیا را با ایران عوض نمی کنم

اصفهان:

عشق.زادگاه.زاینده رود.سی و سه پل و ...

حمید عسکری:

یک آدم مثل همه عاشق کشور ومردمانش

حرف پایانی :

از شما و مجله خوب (روزهای زندگی) ممنونم و شانزدهمین سالگرد انتشار آن را تبریک می گویم.

پ.ن

بعد از کلی تایپ دیدم شاهین و فاطمه هم این مصاحبه رو گذاشتن!کلی ذوقیده بودم خودم اول این مصاحبه رو میذارم!

پ.ن۲:

دیروز که مجله رو خریدم داشتم تو پیاده رو با دوستم راه میرفتم و مصاحبه رو میخوندم/موقعی که داشتم از زیر یه درخت که رو شاخه ش یه گنجشک بود رد میشدم که ...!

پ.ن۳:

گویا برای بنفشه و شاهین کامنتایی ظاهرا از طرف نامزد حمید گذاشته شده که...

هیچ کدوممون هیچ اعتمادی نداریم!!!

پ.ن۴:

بزودی کنسرت کیش برگزار میشه(موسیقی ما)/به عبارتی ۶ و ۷ آذر ساعت ۱۲ تا یک و نیم شب!قیمت بلیط ۱۶ هزار تومن

پ.ن۵:

حمید اهنگی رو به عنوان خالکوبی با یه نفر که الان اسمش یادم نیس همخوانی کرده برای دانلود برید وب بنفشه!

پ.ن۶:

چند روز پیش یکی به یه نکته ی خیلی جالب اشااره کرد که حیفم اومد نگم!یه نفر هست که میگه(یا به عبارتی میخونه): "میدونم صدای خوبی ندارم!" (جل الخالق!!!) یکی نیس بگه توکه میدونی صدای خوبی نداری پس دیگه خوندنت چیه!!!

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:16:29 تاریخ ارسال :سه شنبه سوم آذر 1388


عکسای کنسرت برج میلاد


سلام خوبین؟با عکسای اختصاصی از کنسرت برج میلاد.ممنون از مجتبی و زهره عزیز که منابع رو در اختیارم گذاشتن/

Image

سینماروز _ سعید عبداللهی : گزارش تصویری از کنسرت حمید عسکری که 21 و 22 آبان ماه  با حضور چهره های سینما و تلوزیون کشور در مرکز همایش های برج میلاد برگزار شد .

Image 
Image 
Image 
Image 
Image

Image 
Image 
Image 
Image 
Image

Image 
Image
 
فریدون زندی هم در این کنسرت حضور داشته/تو این کنسرت حمید از البوم جدید هم قطعاتی رو اجرا کرده/برای دیدن بقیه عکسا به سایت http://forum.isatice.com مراجعه کنید البته قبلش باید عضو شین!امیدوارم خوشتون اومده باشه/بای

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:14:41 تاریخ ارسال :جمعه بیست و نهم آبان 1388



سلام/خب حالا فکر میکنم البوم به دست همه رسیده و وقت جمع بندی نظرات شما و خودمه!

قبل از هر چیز باید ازتون خیلی بابت لطفی که کردین و انقدر خوب نظرات خوبترتونو بیان کردین بدون کوچکترین بد اخلاقی تشکر کنم/

نقدمو میخوام کوتاه و مفید بگم چون ماشاا... خودتون یه پا منتقدین و شنونده های حرفه ای هستین و میدونید کار چجور کاری بوده و از همه لجاظ سر در میارین/پییشنهاد میکنم اگه دوس دارین نقدای کامل و خیلی منظقی رو بخونین به کامنتای پست قبل مراجعه کنین/خیلی جالبن/

-در این که کار کما۲ با کما از زمین تا اسمون فرق وجود داره شکی نیس.کما بسیار عالی ای بود اما کما۲ نتونست اونطور که انتظار میرفت نه خواسته ی شنونده ها نه طرفدارا رو براورده کنه!که من فکر میکنم دلایلش ایناست:

اول اینکه کارا از کیفیت شعری مناسبی برخوردار نیستن.حمید اصرار داشته خودش تو همه ی شعراش نقش اصلی رو ایفا کرده باشه اما شعرا نتونستن از لحاظ کلامی حس خودشو منتقل کنه/به نظرم کاش نقش داریوش شهریاری رو در سرودن ترانه هاش پر رنگ تر میکرد/میدونم که خود حمید عقیده داره شعرایی که میخونه در واقع کلام و حرف دلش هستن نه شعر و اصلاخودشو ترانه سرا نمیدونه و ادعا میکنه بیشتر با شعرا یا به عبارتی با حرف دلش ارتباط حسی بهتری برقرار میکنه اما مسلما کیفیت هم مهمه/

در درجه دوم که به نظرم بزرگترین ایرادیه که میشه به کما۲ گرفت نقش نیما وارسته در البومه/نیما وارسته اصلا خوش ندرخشیده و سطح کما۲ رو خیلی پایین اورده/اما خدا رو شک تنظیم کننده های خیلی قوی زیاد داریم از سیروان خسروی گرفته تا بهروز صفاریان و پیام شمس و میلاد ترابی و  خیلیای دیگه که خودتون بهتر اطلاع دارین/علم و خلاقیت نیما در تنظیم محدوده و از علم و خلاقیتش قبلا استفاده کرده!و دیگه الان جوابگوی پیشرفت لحظه ای سلیقه ها نیست/

سومین مورد که خیلی مورد توجهه قطعه ی "فرشته"ست.خیلی از نظرا بر اینه که این قطعه برگرفته از ترک"خاطره ها"ی بنیامینه!من به هیچ وجه این مورد رو نقض نمیکنم! من خودم شخصا ترک دنیا دیگه مثه تو نداره بنیامین رو با بهشت و فرشته حمید همزمان گوش کردم و کاملا با هم شروع به خوندن میکردن و اهنگ هم که شبیه  هم بود!چند روز پیشم تو ماشین بودیم و من فرشته رو گذاشتم بابام همون چند ثانیه اول گفت این که دقیقا اهنگ بنیامینه!!!!در ضمن حمید این اهنگو برای همسرش خونده/یادتونه که حمید ازدواجشو به کما۲ ارجاع داده بود؟!

قطعه "خنده و گریه" کار خوبیه فقط اون قسمتی که میگه خودمو به خنده میزنم خودمو به گریه میزنم جالب نیست.

قطعه خسته شدم کار قابل قبولیه.

به نظرم بهترین کار این البوم "چشمای تو" هستش که واقعا عالیه.البته به هیچ وجه نمیشه از کار"ستاره" هم گذشت.کار نو و فضای جدیدیه که نقطه ی عطف این البومه.

تقصیر یه کار معمولیه!

به نظرم بهر بود به جای "وقت رفتن" یا "واسه اینه" "دیگه ترو ندارم" رو میذاشت.وقت رفتن با اینکه کار خیلی قشنگیه به خصوص از لحاظ شعری چون محیطش عوض شده خیلی چنگی به دل نمیزنه و همون وقت رفتن ورژن ۱ خیلی جذابتره.

کاش یه کار خیلی شاد و پر سر و صدا دامبول دیمبال(!!!) هم تو البوم قرار میداد تا یه کم تو محیط یکنواخت و ارومی که تو کارش ایجاد کرده تنوع میشد.

ببنید دوستان من این انتقاداتو خیلی رک گفتم چون هم به فکر بهتر شدن کار حمید در البومهای بعدی هستم هم اینکه میخوام تمام شرایط یه طرفدار کاملا منطقی رو داشته باشم و چشم بسته و افراطی طرفداری نکنم چون اینطوری طرفداریم هیچ ارزشی نداره.خواهش میکنم طرفدارایی که افراطی برخورد میکنن یه کم با خودشون صادق باشن چرا که بلاشک حمید بی نقص ترین و کاملترین نیست و در واقع هیچکس کاملترین نیست و همیشه تو کار بهترینها هم یه تقصایی وجود داره/همون طور که تو کامنتا میخونین انگار حمید قصد داره کارشو با نیما ادامه بده که نگران کننده ست!لطفا کمک کنین حمید رو به پیشرفت باشه چون با این مدل طرفداری از بیشتر از هزار تا دشمن در حقش ظلم میکنین چرا که حمید اینطوری نمیتونه متوجه مشکلات کارش بشه.(اینم پیام بهداشتی!)

ممنون که وقت گذاشتین و اینا رو خوندین.بابای...

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:23:14 تاریخ ارسال :پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388



در صدد یه نقد ویژه و کاملا منصفانه ی آلبوم کما۲ هستم.اما چون میدونم هنوز خیلی از نقاط کشور این البوم منتشر شده فعلا صبر میکنم تا بدست همه برسه.اما شمااز حالا نظرات و انتقادات عادلانه ی خودتونو بذارید حتما حتما ازشون استفاده میکنم.در ضمن توهین نکنید.تند نرید و حرفتونو تحمیل نکنید.از همه مهمتر بساط دعوا و مرافه راه نندازید!اول همه ی این چیزایی هم که گفتم یه کلمه ی لطفا بذارید لطفا!

اینو همیشه یادتون باشه!نظر همه کاملا محترمه و همه درست میگن البته تا وقتی که توهینی به نظر سایرین نشده.هر چی دلتون میخواد بگین اما شخصیت خودتونو حفظ کنید.

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:16:35 تاریخ ارسال :دوشنبه هجدهم آبان 1388


کما2


وای سلام/عکسا رو کیف میکنین؟!تا سر حد مرگ خوشحالم!

راستی یه چیزایی!آپ قبلم اصلا مناسب نبود به این دلیلات!

زنگ تفریحمون بود و من رفتم سایت مدرسه و اومدم اینجا و خوستم آپ کنم که متصدی سایت که دید دارم تایپ میکنم گیر داد که حق چت ندارین!اومدم عکس بذارم گفت فقط باید در زمینه ی درسی و علمی از سایت استفاده کنیم و حق سرچ عکسای غیر درسی نداریم!!!!(کاسه ی داغتر از آش) خلاصه نه تونستم عکس بذارم نه به کامنتا بجوابم نه کلا آپ درست حسابی بکنم!(قابل توجه اون دوستی که شاکی شده بود ومیگفت چرا کامنتم تایید نشده بهشون بر خورده بود!)

بگذریم...بریم سر موضوع اصل کاری...

وای دارم دیوونه میشم...آخه تا کی صبر کنم که اورجینالش اینجا بیاد!راستی...!به جون خودم اگه یه آن فکرتون بره پیش دانلود کردن...!!!

مسلما عکسا کاملا گویای همه چیز هست و نیازی به توضیح اضافه نیست!بازم برای یاداوری میگم تشریف ببرید سایت موسیقی ما و تو نظرسنجیش شرکت کنین.

لطفا و لطفا رسم و رسوم اخلاق ورزشکاری رو رعایت بفرمایین و کلا دور دانلود رو خط بکشید...اصلا دانلود جیزه!

پ.ن۱:

کلی برای این آپ برنامه داشتم ولی نمیدونم چرا مغزم قفل کرده!

پ.ن۲:

این بلاگفا کفرمو دراورده...نمیدونم چرا وبمو اینجا ساختم!نمیتونم کامنتا رو تایید کنم همش ارور میده!

خب دیگه برم...فعلا بای!

اینم برا کسایی که خیلی بی تابن و یه کم شاید بتونه دلای قشنگشونو اروم کنه!

 

متن کامل اشعار البوم کما ۲ از خواننده محبوبمون حمید عسکری

فرشته

چند روزه که دلم می گه عاشق تو شدم دیگه

فقط می ترسم که بگی خسته شدم از تو دیگه

حس می کنم که این روزا بدجوری عاشقت شدم

نه عادت نه یک هوس برام شدی مثل نفس

من تو بهشتم و تو فرشته امی

تو مال منی و تو گل منی

اگه دنیا رو بدن به جای تو

فقط تویی که تو سرنوشتمی

دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو

فرق می کنه واسه من چشمای تو

آره دوست دارم من تا پای جون

هر چی بخوای می دم تو پیشم بمون

************************************

گل من

می گی دیگه تمومه انگار دارم میمیرم

هر کی رو که می بینم سراغتو می گیرم

بی خودی خواهش می کنم به موندت کنار من

می دونم داری می ریدیگه تموم کار من

به خدا دوست دارم به خدا عاشقتم

هیشکی مثل من تو رو دوست نداره گل من

دلم بی دوا شده به تو مبتلا شده

آخه کی تو رو اینجوری که هستی می خواد غیر من

ای گل من

ای گل من

ای گل من

سر دوراهی موندم بگو برم یا باشم

چیکار باید می کردم تا تو دل تو جا شم

من که با هر چی که میشد خواستم عاشقت کنم

خواستم بگم دوست دارم باورت اما نمی شد

به خدا دوست دارم به خدا عاشقتم

هیشکی مثل من تو رو دوست نداره گل من

دلم بی دوا شده به تو مبتلا شده

آخه کی تو رو اینجوری که هستی می خواد غیر من

************************************

خسته شدم

دلم صد پاره شده بی تو آواره شده

هر روز به یه جرمی سوزوندیش

دل من خسته شده مرغ پر بسته شده

می گی همینیه که هستی

نمیشه از تو رد بشم بدجوری وابسته شدم واست مهم نبود که بودم

حق من این نبود که تو حالا بهم بگی برو منی که عاشق تو بودم

خسته شدم از این همه نیرنگ تو

فقط برو هر چی که دارم مال تو

خسته شدم از این همه در به دری

دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو

************************************

خنده و گریه

خودم و به خنده می زنم خودم و به گریه می زنم

می خوام فراموشت کنم اما نمیشه

می خوام که از تو رد بشم می خوام که با تو بد بشم

اما دلم راضی نشد بی تو نمیشه

عکست همیشه رو به روم  زل می زنم به رو به روم

فکر می کنم کنارمی اما چه فایده

دلم به دریا می زنم بیام بگم دوست دارم

تا می رسم به رو به روت بازم نمیشه

خودم و به خنده می زنم خودم و به گریه می زنم

می خوام فراموشت کنم اما نمیشه

از دل تو رونده شدم مهمون ناخونده شدم

با اینکه نیستی حس خواستنت باهامه

حس می کنم کنارتم زنده به انتظارتم

خودت که نیستی ولی خاطرت باهامه

************************************

ستاره

یه روز تو زندگیم بودی همینجا رو به روم بودی اما آرزوم نبودی

فکر می کردم از اسمون باید بیاد یه روزی اون تا آرزوم بشه تموم

یه اشتباهی کردم و دل تو رو شکستم و نمی بخشم خودم و

حالا پشیمون شدم و می خوام تو باشی پیشم و حق داری که نبخشیم و

شرمنده تم که ستاره داشتم و دنبال اون می گشتم و  شاکی از این بودم که من ستاره ای ندارم

ستاره بود تو مشتم تکیه می داد به پشتمو احساسش و می کشتمو  احساستو می کشتم

************************************

تقصیر

می گی تقصیر منه گناهمو نمی دونم

از اینکه عاشق تو ام بدجوری من پشیمونم

هر چی که بود بهونه بود از رفتنت نشونه بود

من اما هر چی که می گم حرفای عاشقونه بود

انقدر غمم زیاده که دارم دق می کنم

می گذرم از تو و چشمات اینو ثابت می کنم

آخه چقدر غرورم و  شکستی و دم نزدم

صبرم دیگه تموم شده با اینکه عاشق تو ام

************************************

واسه اینه که

تو فرق می کردی واسه من با همه واسه اینه که می مردم واسه تو

توی نگاهت یه حس غریبی می گفت که دارم میشم عاشق تو

جون منی آخه عمر منی چه جوری بگم می میرم واسه تو

توی چشام که نگاه بکنی می بینی که دارم میشم عاشق تو

واسه اینه که می مردم واسه چشمات واسه اینه که می میرم واسه نگات

واسه اینه همه وجودم شده بودی نزار بمونم  تو حسرت نگات

حق تو قلب و احساس  قشنگته  که منو اینجوری دیونه کرده

حس عجیب خواستن چشماته که تا ابد تو دلم لونه کرده

دستای گرمتو ازم نگیر ی که مرحم قلبیه که پر درده

باز دوباره زل بزن تو چشمام که دوری تو منو دیونه کرده

************************************

چشمای تو

من فکر چشمای تو ام تو بی خیال قلب من

بامن بمون تنها نرو قید همه چیو نزن

دیگه فکر نمی کنم که یه روزی بر می گردی

به چه قیمتی منو به خودت وابسته کردی

اینقدر غمم زیاده که دارم می سوزم اینجا

ولی تو خیالتم نیست که دارم می میرم اینجا

قلب من آروم نمیشه از روزی که رفتی بی من

دیگه برگشتی نداره می دونم دلگیری از من

************************************

وقت رفتن

وقت رفتن نمی خوام ببینمت می دونم ببینمت کم میارم

اگه یه لحظه فقط نگام کنی دلمو پشت سرم جا می زارم

اگه خونسرده نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه

اگه اسمم و فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته میشه

وقت رفتن نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمیشه

می دونم هر جای دنیا که باشم تو دل عشق تو کمرنگ نمیشه

اگه خونسرده نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه

اگه اسمم و فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته میشه

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:20:1 تاریخ ارسال :چهارشنبه سیزدهم آبان 1388



سلام بر همگی

بالاخره طلسم وحشتناک البوم کما۲ شکسته شد/به همتون تبریک میگم/

 

این البوم دیروز در تهران منتشر شد!(خدا کنه زود زود بیاد شهرستانا!)

 

تشریف ببرید سایت بسیار عالی موسیقی ما و نظر سنجی در مورد کما ۲

 شرکت کنید

به گفته ی خود حمید از نظرش قطعه ی " فرشته" است!

 

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:9:13 تاریخ ارسال :سه شنبه دوازدهم آبان 1388



مهمونی تلفنی حمید از امروز به ماه بعد موکول شد!چون خود حمید ترجیح داد بعد از انتشار البومش این  گفت و گو با طرفداراش صورت بگیره/

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:23:5 تاریخ ارسال :چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388


همه جوره سوپرایز!


News image
 
سلام...ممنون از تبریکای قشنگی که بابت تولد حمید تقدیمش کردین...و مرسی بابت هدایای قشنگتون/

سپیده م عزیز بهمون یه هدیه ی خیلی جذاب داده که ازش مطمئنا سر نمیشیم!سپیده م عزیزم مرسی




لحظه‌به‌لحظه با شب دوم کنسرت حمید عسکری در شهریار
دعوا بر سر یک شال بنفش!

 موسیقی ما -
 آدرسی که از سالن میلاد قائم    شهریار در دست داریم از قرار معلوم سر راست است و همه دوستان با خیال راحت به‌لحظه‌هایی فکر می‌کنند که قرار است خوش بگذرد و کلی جیغ و داد راه بیندارند. اما حتی راهنمای گوگل هم‌ردی از این سالن را در شهر نشان نمی‌دهد و حدود یک ساعتی را پرسان پرسان به گشت‌زنی در شهر می‌پردازیم تا سرانجام یک خیابان شلوغ و پر‌ترافیک توجه ما را به خود جلب می‌کند و یقین پیدا می‌کنیم که گمشده‌ما در همین خیابان است .
روی تابلوی بزرگ سالن نوشته شده: « آماده پذیرایی از کلیه مراسم عروسی و عزا!» و من در حالی که همه ذهنم معطوف این سوال است که ما عروسی آمده‌ایم یا عزا، وارد سالن می‌شوم!
روکش‌های شیری و سفید‌ کشیده‌شده روی صندلی‌های کف سالن متقاعدم می‌کند که قطعا مراسم عزایی در کار نیست. همه نفوذ و پارتی‌مان را به کار می‌برم تا سری به «بک استیج» بزنم ولی همین جاست که متوجه می‌شوم «بک استیجی» وجود ندارد و برای دیدار با گروه باید از سالن خارج شوم و یک دور کامل در محوطه بزنم و چهل پله را بالا بروم تا شاید چند تایی از اعضای گروه را ببینم!
از دیدن «بک استیج » صرف نظر می‌کنم و چند دقیقه‌ای را در حیاط به شناسایی این مکان تاریخی می‌پردازم که چهره یکی از سرنشینان ماشین روبرویی نظرم را جلب می‌کند. بله او حمید عسگری است که از قرار معلوم مثل خودم به شدت ورزشکار است و عطای رسیدن به «بک استیج» را به لقایش بخشیده و در یک ماشین نوک مدادی به استراحت و کسب انرژی می‌پردازد.
در سالن معرکه‌ای به پاست و تا جلوی درب‌های ورودی هم صندلی چیده‌اند و قطعا بالای هزار نفر در حال جیغ و سوت و کف زدن هستند. حالا بماند که چند تایی از این هزار نفر هم با زرنگی و بلیط‌های دیروز توانسته‌اند وارد سالن شوند و حالا اوضاع بدین شکل پرهیجان و شلوغ از آب در بیاید.
دود غلیظی در سالن پخش می‌شود و گروه روی سن آمده و شروع به نواختن ملودی «قسمت» می‌کنند تا opening کنسرت مثل بقیه برنامه‌ها باشد. معلوم نمی‌شود که حمید از کجا یهویی روی استیج می‌آید.
حمید بعد از اجرای قطعه اول به سلام و احوالپرسی می‌پردازد از ملت می‌خواهد که «یه جیغ حوشگل به افتخار همه شهریاری‌ها ...» تا سالن شبیه عروسی‌های شلوغ پلوغ شود.
حمید با لباسی تیره و یک شال بنفش دور گردن‌اش ، کاملا از همه اعضای گروه متمایز است و حرکاتش به خوبی به چشم می‌آید.
«تلافی» و «گریه‌های تو واسه من» پشت سر هم به اجرا در می‌آیند و حالا این نیما وارسته است که دست به ویلن وسط استیج به هنرنمایی می‌پردازد تا جیغ و داد‌ها به سکوتی سرشار از آرامش تبدیل شود. «آره تو همونی که می‌خوام» قطعه بعدی‌ست و پس از اتمام این قطعه حرف‌های حمید جالب و شنیدنی‌ست: «جا داره که یه تشکر ویژه از سایت معتبر «موسیقی ما» و بهمن بابازاده عزیزم داشته باشم که نقش ویژه‌ای رو در بلیط فروشی و اطلاع‌رسانی این برنامه داشتن.»
«به دلم مونده یه بار» و «وقت رفتن» قطعات بعدی هستند که اجرا می‌شوند و شرشر عرق است که از سر و روی حمید می‌ریزد و مشخص است که انرژی زیادی از او گرفته شده است.
 حمید برای دقایقی سن را ترک می‌کند تا نیما وارسته با یک قطعه بی‌کلام ویلن با همراهی ارکستر  سالن را تا سر حد انفجار پیش ببرد.
بعد از تکنوازی نیما دوباره ریتم تند می‌شود و «فکر می‌کنی کی هستی» به اجرا در می‌آید و حمید دوباره سر وکله‌اش پیدا می‌شود و با انرژی دوبرابر برنامه را ادامه می‌دهد.
«بازم دلم گرفته» از اواسط قطعه با همخوانی کم‌نظیر سالن همراه می‌شود تا حمید بعد از اتمام این ترانه بگوید: «بهترین لحظات زندگی یک خواننده زمانیه که مردم باهاش هم‌خوانی می‌کنن. نمیدونید چه خاطره پر‌رنگی رو برای من به وجود آوردید...»
«آخه تو عزیز قصه‌هامی»، «بگو کی عوض شده» قسمت‌های بعدی برنامه‌اند و پس از آن هم حمید توضیحاتی را در مورد آلبوم جدیدش می‌دهد که قطعا در مصاحبه صوتی این کنسرت آنها را خواهید شنید .
«ناشناس» به درخواست مردم نواخته می‌شود و در بخش ترانه‌های درخواستی هم «قسمت» و «تلافی» و باز هم «ناشناس» اجرا می‌شوند و در انتهای برنامه هم حمید در حالی که ارکستر در حال نواختن است با همه خداحافظی می‌کند و شال بنفش‌اش را می‌بوسد و به میان مردم پرت می‌کند تا دعوا بر سر تصاحب این شال در بین حاضرین در سالن به شدت در بگیرد و جنجالی درست و حسابی درست شود. دیده شد که این جنجال و درگیری بر سر شال بنفش تا خیابان‌های اطراف هم کشیده شده بود!

 عکس های کنسرت حمید عسکری درشهریار
hamid07-1
hamid07-1
Image Detail Image Download
hamid07-2
hamid07-2
Image Detail Image Download
hamid07-3
hamid07-3
Image Detail Image Download
hamid07-4
hamid07-4
Image Detail Image Download
hamid07-5
hamid07-5
Image Detail Image Download
hamid07-6
hamid07-6
Image Detail Image Download
hamid07-7
hamid07-7
Image Detail Image Download
hamid07-8
hamid07-8
Image Detail Image Download
hamid07-9
hamid07-9
Image Detail Image Download
hamid07-10
hamid07-10
Image Detail Image Download
منبع و مصاحبه ی صوتی حمید بعد از کنسرت شهریار رو اینجا ببینین

از امروز میخوام یه کار جدیدی رو شروع کنم!میخوام وبلاگای طرفدارای نازنین حمید

 رو معرفی کنم/البته تو هر آپ یکیشو/سیستم معرفی کردنم هیچ نظم و ترتیب

خاصی نداره و شانسکی یکی رو انتخاب میکنم و معرفی میکنم.لطفا عزیزای دل من

 از دیر شدن معرفی وبلاگای قشنگشون ازم دلخور نشن!

امروز میخوام وبلاگ دلنشین و ناز فاطمه جان رو خدمتتون معرفی کنم/این وبلاگ

 دوست داشتنی کار خودشو از اردیبهشت ماه ۸۸ شروع کرده و آخرین آپش تا الان

مربوط به تولد حمید عزیز هست و یه جشن تولد حسابی به پا کرده.فاطمه جان از

بیان خیلی شیوایی برخورداره و تو نوشتنش از ترکیب رنگهای خیلی زیبایی استفاده

میکنه و عکسایی که طراحی کرده خیلی جذابن و خلاصه خیلی با سلیقه س.فاطمه

 عنوان وبلاگش رو:

حمید عسکری

هوادار حمید عسکری

انتخاب کرده.فاطمه جان موفق تر باشی.اینم آدرس وبلاگ خوب فاطمه:

http://bitajigar.blogfa.com/

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:4:42 تاریخ ارسال :چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388


تولد...تولد...تولد...


 سلام سلام سلام

خوشحالم از اینکه برای بار دوم سعادت نصیبم شد و میونم تولد حمید عسکری عزیز رو کنار شما حشن بگیرم

نمیخوام پر حرفی کنم...فقط این متنو دیشب تند تند نوشتم...تقدیم به شما

تولدی که برایمان تولد لحظه هاست...تولدی که برایمان ندای آرمش است و ندایی که به سوی آرامش لحظه ها سوقمان داد.آوایی که یاداور خاطرات فردایمان و امیدهای دیروزمان است.صدایی که تصلی دهنده ی شادی ها و هم خنده ی غم هاست.و صدایی که سازنده و پاک کننده ی خاطرات بود...

آنکه تزلزل نت را ارام کرد و اضطراب دل را تسکین داد...

آنکه هیچکس مثل او دوستمان ندارد...

آنکه رقابت ندارد و بی رقیب و رفیق است...

آنکه دنیا برای میلادش شیرین بودنها را نذر میکند...

آنکه رسم تلافی بلد نیست...

آنکه دلتنگی اش پرونده ی بی حساب دادگاه دلش است...

آنکه میخواند ترانه ی عاشقی را...ساده ست...بی تکلف و رهاست...

اوست که خاطره را میسازد و خاطره سازش ناشناسش است...

تولدی که تولدش رسم نو بودنها و دوستی ها را یادمان داد...حالا آن تولد سی پاییز را گذراند...سی مهر دنیا را بر دلش سند زد و این بار برای سی و یکمین بار بر آسمان و زمین یاداور شد تا یادشان بماند اوست که نوای دلش شبنم محبت است بر گلبرگ نوشکفته ی جان!

تولدش مبارک

 

امیدوارم حمید عسکری عزیز تبریکات گرم و صمیمانه ی ما رو پذیرا باشه و تولد صد و

بیست سالگیشو دور هم جشن بگیریم!و یه زندگی به تمام زیبا و پر از آرامش رو

داشته باشه....

یه خبر خوب هم اینکه حمید یه مصاحبه ی بسیار عالی با ترانه ماه کرده که وقتی این

 مصاحبه رو میخونیم خیلی چیزا رو حس میکنیم!مثلا اینکه حمید حرفاش خیلی پخته

 تر و جا افتاده تر شده و برای هزارمین بار به بزرگی روحش پی میبریم...اینکه چقدر

 افتاده س!و در مورد شایعاتی که در مورد اختلافش با میلاد ترابی بود...حتما مجله رو

بخرین و از دست ندینش...

 

در ضمن:

حمید مهمون تلفنی ترانه ماهه...چهارشنبه ۲۹ مهر ساعت ۳تا ۵...

اگه زنگ زدین حتما متن مکالمه تونو برامو بذارین...

راستی نظرتونم راجع به عکسایی که از حمید میذارم بهم بگین...خوبن یا نه؟

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:12:47 تاریخ ارسال :دوشنبه بیستم مهر 1388


مصاحبه ی صوتی با حمید


سلام/به فاصله ی حدود ۲۴ ساعت/

دوس دارین صدای حمیدو بشنوین؟آره بابا میدونم هر روز اهنگاشو گوش میدین و

میدم!اما بدون اهنگ و افکت و ارنج و این جور چیزا چی؟معلومه که دوس دارین!

انقد ذوق نکن بابا!

بفرما...کلیک رنجه کنید اینجا:

گفت و گوی صوتی حمید

ممنون و متشکر از مهرداد و سپیده م عزیز

هفته ی دیگه هم تولد حمید/مسلما یادتون نرفته/گفتم که حواستون باشه اینجا جشن داریما!خودت و هرکی که دلت میخواد تشریف بیارین قدمتون روی چشم/

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:17:54 تاریخ ارسال :دوشنبه سیزدهم مهر 1388


بازم کنسرت


سلام خوبین؟

منم خوبم...از البوم نپرسین که میخوام حسابی لجتونو درآرم و بگم بازم تا آخر مهر صبر کنین!غرشو به من نزنینا!

۱۳ و ۱۴ مهر حمید در شهریار کنسرتشو برگزار خواهد کرد

کنسرت‌های کیش تابستان 1388

کنسرت‌های کیش تابستان 1388

ممنون از دوست خوبمون سپیده م

دوستون دارم بابای

راستی دیر اومدم چوت...(نخندینا!) تلفنمون قطع بود!پولش زیاد نبودا!ولی خیلی وقت بود مونده بود بابام وقت نمیکرد بره بده منم با موبایل کانکت میشدم و هر روز نظراتونو میخوندم اما نمیشد جواب بدم

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:16:30 تاریخ ارسال :یکشنبه دوازدهم مهر 1388



 

گرانترین خواننده تاریخ ایران

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:15:45 تاریخ ارسال :سه شنبه دهم شهریور 1388



سلام/راستش دلیل اینکه مدت طولانی نبود اینا بودن!

تقریبا یه ماه هست نیومدم نه؟

ده دوازده روز اول که شدیدا خودم مریض بودم و همش کارم بیمارستان و دکتر و این ور و اون ور کشیده شده بود و حال نفس کشیدنم نداشتم!بعد از اینکه خودم یه کمی حالم جا اومد مامانم رفت زیر تیغ جراحی!بله!دیسک کمر داشت و یه عمل بسیار سنگینی رو کمرش انجام شد که الان دقیقا ۲۶ روز ازش میگذره ولی هنوز اونطور که باید خوب نشده و منم همش درگیر بودم دیگه!راستش از بس خونمون از آدمیزاد پر و خالی شد تو این چند روزه دیگه خسته شدم!شبا عین خرس میفتم و میخوابم!

خب حالا دیگه بهم حق میدین که چرا نبودم!

عکسای کنسرت کیش رو به هر دری زدم پیدا نکردم

(2) 3_6&8.jpg 

Image1498.jpg

 

برای دیدن بقیه ی عکسا زحمت بکشین برین ادامه ی مطلب!

در ضمن من از این عقده ای بازیا خوشم نمیاد که عکسو خراب کنم و روش ادرس وبو بزنم پس دوستانی که میخوان از اینا استفاده کنن موازین اخلاقی و شرعی رو رعایت بفرمان و ذکر منبع رو فراموش نکنن!و الا مجبورم از این به بعد رو عکسا ادرس بزنم!چندجا دیدم عکسایی که اینجا گذاشته شده بود رو جاهای دیگه گذاشتن!



ادامه مطلب

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:12:51 تاریخ ارسال :شنبه هفتم شهریور 1388



سلام...

انشاا... تا یکی دو روز آینده رسما برمیگردم...

میدونم حمید این مدت چنتا کنسرت داشته و نتونستم براتون گزارش تهیه کنماین چند روز با مشکلات نا به هنجاری دست به گریبان بودم که وقتی براتون توضیح بدم کاملا توجیح میشین و بهم حق میدین که نتونستم بیام

مصاحبه ای که قول داده بودمو خیلی وقته که اماده کردم تنها یه مشکل کوچولو داره که اگه کسی به برنامه های تغییر صدا تسلط کافی داره لطف کنه بگه تا من ازش یه راهنمایی کوچولو بگیرم

امروز اول ماه رمضونه...

التماس دعا

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:12:3 تاریخ ارسال :شنبه سی و یکم مرداد 1388



 

سلام بر همگی:

خوبین؟

اول به خاطر تاخیر زیادم خجالت!

راستش یه چند روزی درگیر کار روی یه مصاجبه ای که دارم با حمید انجام میدم بودم بعدشم چند روزم با مشورت با خانواده یعنی خودم مامانم و بابام گفتیم چند روز از خونه دربایم بیرون بریم ببینیم دنیا دست کیه!کی داره دنیا رو میچرخونه!!(از اون حرفای مادربزرگی شد!)از یه طرفم عمو جانم داره مزدوج میشه و خلاصه حسابی سرمون شلوغه!طفلک...!

بله...درسته دارم یه مصاحبه میکنم که به زودی میذارمش!مطمئنم وقتی بشنویدش براتون جالب میشه/و به زودی خواهید شنیدش!

و اما کامنتی که مثلا از طرف حمید بود!اول اول اول از همه عذرخواهی میکنم چرا که باید خیلی صبورتر از این حرفا میموندم و درست حسابی تحقیق میکردم و کن کاری از من بود!ازتون معذرت!سعی میکنم دیگه چنین اتفاقایی نیفته/جای توجیحی  نیست و من خودمو نمیبخشم!لطفا منو بکشید!ببخشید امشب جومونگ داشت جو گیر شدم!

با یه نگاه کوچولو به کامنتا خیلی چیزا دستگیرتون میشه/یه صحبتی هم با اون کسی که اون کامنت رو گذاشت دارم!نمیگم چرا گذاشتی چون میدونم باید خیلی قابل ترحم باشی و نمیشه هیچ طوری طرز فکر نابه هنجارتو عوض کرد اما میخوام بهت بگم شاید به نظر خودت کسی نفهمید که تو اون کامنتو گذاشتی اما به نظر همه تو یه عقده ای بیشتر نیستی چرا که با این جور کارای بی ارزش میتونی عقده هاتو خالی کنی/باشه مهم نیست/شایدم مثلا میخواستی با این کارت مثلا منو یا تمام کسایی که به اون کامنت ارزش گذاشتن و فکر کردن مال خود حمید تحقیر کنی ولی میخوام بهت بگم:دوست عزیز!مطمئن باش با معلوم شدن دروغت فقط و فقط و فقط خودت تحقیر شدی!و من از ته دلم واست متاسفم.

بگذریم...اونقدرا ارزش نداره که بخوام بیشتر از اینا بهش بپردازم...

دوستان عزیزتر از جان!

یه سوالی ازتون دارم!تروخدا بگین این قالب خوبه یا عوضش کنم!به جان خودم کامنت کسایی که جواب این سوالو ندن رو تایید نمیکنم!و دچار خشم من میشن!

درست حسابی کامل بگین کدوم قسمتاش خوبه کدوماش بده من رو کدوما تمرکز کنم!

اخه نمیدونم به خدا من چرا انقدر به درست کدن قالب اصرار دارم!یکی نیست بهم بگه اخه وقتی بلد نیستی مگه مجبوری؟ایه که نازل نشده!ولی من که از رو نمیرم!

راستی یه چیزم بگم حسابی اعصاب خورد کن!

آلبوم کما ۲ حمید خان عسکری انشاا... اواخر تابستون(شما بگیر همون پاییز که سر راست شه!حالا اگرم اواخر زمستون در نظر گرفتی مشکلی نیست!اصلا شما دیگه میخوای حسابی دقیق دقیق بشه بگیر بهار ۸۹ که یه سره بشه اولین البوم ۸۹!یادم نمیره تیتر ترانه ماه رو که نوشته بود:کما۲ اولین البوم ۸۸!)منتشر میشه!

شما زیاد غصه نخور!

 

دیگه زیاد پر حرفی نکنم!منتظر مصاحبه باشین خوشتو میاد ازش/

پس فعلا بابای

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:2:28 تاریخ ارسال :شنبه ششم تیر 1388



سلام:حال و احوالاتتون چطوره؟

خوب و خوش و سلامتین؟

من که حالم خیلی خوبه چون چند روز پیش امتحانام تموم شدن و یه نفسی کشیدم!از بابت تاحیر چند روزه ام شرمنده ام آخه بازم مهندسیم گل کرد و زدم و کامپیوتر بیچاره مو درب و داغون کردم!

خب کنسرت خواننده محبوبمون در

قزوین 27 و 28 خرداد ماه

و

شهریار 30 و 31 خرداد!

همچنان منتظر آلبوم بعدی هستیم...

شما تصویر پس زمینه رو میبینین؟یه عکسی واسه پس زمینه گذاشته بودم که الان نیست!یعنی دیده نمیشه!خواهشا این دفه رو تو کامنتاتون بگین عکس پس زمینه رو میبینین یا نه تا من یه فکری به حالش بکنم!



ادامه مطلب

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:16:38 تاریخ ارسال :دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388


ازدواج حمید...


سلام بر همگی...

خبر بسیار خوبی که موجب خوشحالی همه شد:

ازدواج هنرمند محبوبمون

خدمت خود حمید عزیز،همسر عزیزترشون،خونواده شون و همه ی طرفدارا صمیمانه تبرک میگم/

این خبر که خیلی باعث خوشحالی من شد/

از ته دل براشون آرزوی زندگی عاشقانه،سرشار از آرامش،و پر از برکت و سعادتمندی رو دارم/

گویا قسمت هایی از این خبر رو باید با انتشار آلبوم کما۲ تکمیل کنیم!

 



ادامه مطلب

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:19:47 تاریخ ارسال :دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388


شمارش معكوس


شمارش معکوس آغاز شد...!

                                     به زودی ...

 

                              

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:15:11 تاریخ ارسال :شنبه بیست و دوم فروردین 1388


مصاحبه با حمید


سلام.حالتون چطوره؟براتون یه مصاحبه جدید از حمید اوردم که مال چند روز پیشه.خیلی جذاب بود.میدونم نیازی به تاکید برای خوندنش نیست!
منبع:مجله موسیقی ایرانیان
 
 
 
«حميد عسكري» حالا ديگر جزو خوانندگان نامي كشورمان است كه توانسته جاي خود را بين اهالي موسيقي پاپ ايران باز كند... اگر سال گذشته در كنسرت او در دبي حضور داشتيد، به خوبي متوجه مي‌شديد كه جنس صداي او چقدر طرفدار دارد. با اينكه نزديك به دو سالي از انتشار آلبوم او به نام «كما» گذشته است، اما هنوز اين آلبوم تازگي‌ خود را دارد و حميد توانسته جاي پاي خود را در بين اهالي پاپ محكم كند.
در طول سال تماسها و نامههاي زيادي مبني بر اين داشتيم كه با اين خواننده مطرح كشورمان گفتگو داشته باشيم كه ما اين درخواست را به نوروز 88 موكول كرديم.
 

 

متولد ماه مهر

متولد 20 مهرماه سال 1357 هستم. راستش را بخواهيد هيچ وقت از مادرم نپرسيدم در چه روزي و كدام بيمارستان متولد شدم! ولي اون طور كه مادرم ميگويد ساعت 12 شب در آبادان به دنيا اومدم. اصالتا شيرازي هستيم ولي بزرگ شده اصفهان. ماجراي به دنيا آمدنم در آبادان هم از اين قرار است كه ظاهرا پدرم براي ماموريت به اين شهر ميرود و مادرم هم او را در اين سفر همراهي ميكند. اين طور ميشود كه در شناسنامهام اسم آبادان به عنوان زادگاهم ثبت شد اما نكته جالب اينجاست كه تاكنون به اين شهر سفر نكردهام. دو تا خواهر دارم، پريسا و مريم. پريسا ليسانس جغرافياست و مريم پشت كنكوري، يه برادر هم به اسم سعيد دارم كه 2 سال از من بزرگتر است و در آمريكا زندگي ميكند.

 

 

به اصفهان ميروم

رابطهام با اعضاي خانوادهام فوقالعاده است و به شدت به آنها وابستهام. روزي 3 - 2 بار با هم تلفني صحبت ميكنيم و هفتهاي يك بار هم به اصفهان ميروم. در كنار آنها بودن به من آرامش زيادي ميدهد. در خانه ما از همه بيشتر مادرم طرفدار صدايم است و تحت هر شرايطي از من و صدايم حمايت ميكند. باقي اعضاي خانوادهام خيلي اهل نظر دادن نيستند ولي از بين كارهايم قطعه «تلافي» را بيشتر از بقيه ميپسندند.

فارغالتحصيل مديريت صنعتي

رشته تحصيلي من مديريت صنعتي است كه ليسانس آن را از دانشگاه فولادشهر گرفتم، اما از همان دوران نوجواني به موسيقي علاقهمند بودم و آن را با زدن گيتار و كيبورد شروع كردم. در دانشگاه همراه دوستانم گروهي به نام «مهرگان» تشكيل داديم و در طول 5 سال، بيش از 30 اجرا در سطح دانشگاهها داشتيم. در گروه مهرگان همه كاري ميكردم، نوازنده بودم، ملودي ميساختم و مي‌‌خواندم. نكته جالب اين بود كه من وقتي كه 15 - 14 ساله بود هيچ وقت ترانه خواننده ديگر را نميخواندم. خودم يك ترانه دست پا شكسته ميگفتم و برايش يك ملودي ساده ميساختم و ميخواندم... آن زمان به شدت به صداي آهنگران علاقهمند بودم.

اولين بار

وقتي براي اولين بار صدايم را در ماشين و رستوران و پاساژ شنيدم، خيلي خوشحال شدم. از اينكه ميديدم مردم تا اين حد با كارهاي من ارتباط برقرار كردهاند، خستگي سالها تلاش از تنم بيرون رفت.

راننده آژانس

البته يك بار اون اوايل، با آژانس به جايي ميرفتم كه راننده به طور اتفاقي داشت آلبوم «كما» را ميشنيد و به من گفت اين آلبوم جديديه خواننده اون ور آبيه، من هم هر چه گفتم كه نيست، طرف قبول نميكرد و ميگفت من خودم كليپ اين كار را با اجراي اون ديدم. من هم مجبور شدم وقتي از ماشين پياده ميشوم كل ترانه قسمت را بخوانم و بعد بگويم عزيزم اين كار را من خواندم. بنده خدا شوكه شده بود و ماتش برده بود و هاج و واج من را نگاه ميكرد.

خصوصيات اخلاقي

آدم رك و مهرباني هستم. اگر حرف غيرمنطقي زده شود عصباني ميشوم. از آدمهاي حسود بيزارم، چرا كه هميشه از ديدن موفقيتهاي ديگران خوشحال ميشوم. از انتقاداتي كه منطقي و بدون غرض باشد، استقبال ميكنم و بسيار هم خانواده دوست هستم.

زندگي مجردي

چند سالي است كه در خانه مجردي و به دور از خانوادهام زندگي ميكنم. اوايل در اكباتان زندگي ميكردم ولي الان دو سالي ميشود كه ساكن سعادتآباد هستم. نسبت به تميزي خانهام حساسيت زيادي دارم ولي هيچ وقت نتوانستم از پس تميزي خانهام بر بيايم و آنجا شبيه به بازار شام است! (با خنده)

آشپزي

آشپزيام افتضاح است! به همين خاطر شام و ناهارم را از بيرون سفارش ميدهم. من فقط بلدم املت درست كنم كه اگر وقتش را داشته باشم ماهي يك بار ممكن است اين كار را انجام دهم. در بين غذاها هم علاقه زيادي به قيمه دارم به ويژه اگر مادرم پخته باشد.

دوران مدرسه

من در كل بچه آرومي بودم و خيلي اهل شيطنت نبودم. درسم هم خوب بود و جزو شاگردان ممتاز مدرسه به شمار ميرفتم.

كنسرت

اجراي زنده با اينكه انرژي زيادي از خواننده ميگيرد اما شور وحال زيادي هم به او منتقل ميكند. وقتي روي صحنه هستم و ميبينم آنها تمام ترانههاي من را از حفظ ميخوانند واقعا خوشحال ميشوم و خستگي از تنم بيرون ميرود.

اولين مسئوليت زندگيم

خيلي كوچيك بودم كه مادرم شيشه شير خواهرم را داد تا به اون شير بدهم و خودش رفت بيرون. من هم براي آنكه از بازي عقب نمانم يه بالش گذاشتم زير شيشه شير خواهرم به خيال آنكه او از اين طريق ميتواند شير بخورد. خودم رفتم دنبال فوتبال... وقتي بازگشتم، خدا رو شكر اتفاقي براي او نيفتاده بود. البته نتوانسته بود شيرش را بخورد و شير روي بالش ريخته بود!

 

تلفن

خيلي اهل حرف زدن با تلفن نيستم اما شرايط كاريام به گونهاي است كه خيلي وقتها ايجاب ميكنه با تلفن حرف بزنم. قبض موبايلم هم معمولا 200 هزار تومان ميآيد.

 

فوتبال

به شدت به فوتبال علاقهمندم و اكثر مسابقات فوتبال را به طور مستقيم از طريق تلويزيون دنبال ميكنم. البته امسال بازي استقلال و پرسپوليس را به ورزشگاه آزادي رفتم. نه طرفدار آبيام نه قرمز. طرفدار تيم ملي هستم. از بين بازيكنها علاقه زيادي به علي دايي دارم. اگر پرسپوليس و استقلال با هم بازي كنند دوست دارم بازيشان به تساوي كشيده شود كه اين گونه هم شد.

 

فيلم و سينما

به ديدن فيلم علاقه زيادي دارم و آرشيو نسبتا كاملي از فيلمهاي روز دنيا دارم. به فيلمهاي سينما خودمان هم علاقهمندم اما الان نزديك به 15 سال است كه به سينما نرفتهام. در ضمن من عاشق فيلمهاي ابراهيم حاتميكيا هستم و محبوبترين فيلمم هم «آژانس شيشهاي» است.

 

ازدواج

هميشه دوست داشتم با فردي ازدواج كنم كه به معناي واقعي كلمه همديگر را درك كنيم. با احساس كارم كنار بيايد. متاسفانه نميدانم چرا عمر زندگي مشترك هنرمندان و افراد مشهور بسيار كم شده است و من از اين بابت نگرانم، دوست ندارم خودم هم دچار اين مشكل شوم!

البته من بيشتر اين مشكلات را از همكاران خودم ميبينم، چون اونها بعد از شهرتشان زندگيشون تغييرات زيادي ميكند و ديگه متعلق به خودشون نيستند. افراد زيادي بهشون توجه ميكنند و اونها نميتوانند بين زندگي شخصي و كارشون مرز بكشند. شايد به همين خاطر باشد كه پس از مدتي دچار مشكلاتي ميشوند كه در نهايت...

اما من ميخواهم با همسرم صادقانه و عاشقانه برخورد كنم. فكر كنم همين كافيه! براي دوام يك زندگي، حتي اگر همسرم بخواهد كه من حرفهام را رها كنم، مطمئن باشيد كه قبول ميكنم.

 

عيد ، شور زندگي

عيد پر است از شور زندگي و طراوت. لحظه سال تحويل، احساس متفاوتي به سراغ آدم ميآيد كه در 365 روز ديگر نظيرش را تجربه نكردي. سال خوبي را براي همه هموطنانم آرزو ميكنم. سال 87 براي من سال خوبي بود و توانستم به تجربياتم اضافه كنم و درسهاي زيادي از آن بگيرم.

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:15:7 تاریخ ارسال :شنبه بیست و دوم فروردین 1388


فیلم و عکس از کنسرت حمید


لینک زیر برای دانلود و مشاهده ی مستقیم فیلم  از کنسرت برج میلاده!حجم فیلم۹.۴۸ مگابایته.از سپیده ی عزیزم هم بابت معرفی سایت ممنونم.خیلی زحمت کشید و حسابی واسمون سنگ تموم گذاشت.سپیده جان مرسیاين عكسا رو هم باز سپيده لطف كرده.منبع: سعید عبداللهی (خبرنگار اخبار موسیقی ایران)

http://www.iranmusicnewss.ir/article396.html

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:16:35 تاریخ ارسال :سه شنبه یازدهم فروردین 1388


گزارش مکمل!


سلام بر همگی/عیدتون شدیدا مبارک/اینم اولین آپدیت ما در سال ۸۸!با گزارشی از زبان دوست نازنینمون سپیده:مطالبی که تو پرانتز هستن از زبان خود منن!

سلام
شب اول کنسرت (پنجشنبه): مهمانان ویژه: گلزار،الناز شاکردوست،حمید نوری(حمید هنوری خیلی وقت پیش تو مصاحبه ای که با اتفاق نو داشت حمیدو مسخره کرده بود من نمیدونم پس چجوری تو کنسرت حمید شرکت کرده!)،بابک جهانبخش
آهنگهای اجرا شده در هر دوشب کنسرت: تمام آهنگهای آلبوم کما،به دلم موند،شعراشقونه،ناشناسی،واسه اینه(اینو جمعه نخوند)،وقت رفتن
حمید وقتی داشت آهنگ شعر عاشقونه رو اجرا میکرد امید حجت اشاره به جمعیت کرد و داشت با حمید حرف میزد یه دفعه حمید وسط آهنگ گفت:" بشینید خواهش میکنم." بعد چراغ های روشن شد و آهنگ هم قطع شد
حمید:" دوستان،وقتی شما بلند میشید فشار مستقیمش روی منه من دوست ندارم وسط اجرا آهنگ نصفه بشه پس اگر منو دوست دارید بشینید و گرنه من اجرا نمیکنم و شرمندتون میشم در ضمن اگر میخواید ممنوع الفعالیت نشم بشینید چون اگر بلند شید من ممنوع الفعالیت میشم پس اگر قول میدید نشسته برنامه رو تماشا میکنید ما شروع کنیم
حمید به بالایی ها خیلی ارادت داشت و گفت:"کسایی که بالا نشستید همتون رو دوست دارم
بعد ما پایینی ها گفتیم:اااااااا پس ما چی؟ حمید گفت شما رو که عاشششقتونم. بعد همه دست زدند
در آخر هم حمید گفت :" امید وارم لحظه تحویل سال 88 پیش اون کسی باشید که دوستش دارید و ثابت کردید که چه انسانهای فهیم و گلی هستید
پیغامم به همتون اینه که هیشکی مث من شما رو دوست نداره
بعد کنسرت تموم شد
در حاشیه کنسرت: 2 تا دختر بودند که یکی تو بالکن و یکی پایین نشسته بود
بالاییه که همش داد میزد حمیییید و داشت خودش رو از اون بالا پرت میکرد و حمید هم گفت تو رو خدا اینجوری نکنید الآن از اون بالا می افتید پایین
پایینیه هم که همش میگفت حمییییید منو نگاه کن  بخون و کلا جو سالن رو این دو تا در دست گرفته بودند
یکی هم همش داشت میرقصید البته همه این کار رو میکردند که حمید گفت بشینید خلاصه یکی بود که اینقدر تابلو بازی در آورد حراستی ها بهش گیر دادند و اون هم گفت چی کار داری بعد جلوی اون هم رقصید و حراستیه هم خسته شد و گفت هر کاری دوست داری بکن
مثل اینکه تکنوهم زدند منظورم همون هلی کوپتره

 

شب دوم کنسرت سانس اول(پنجشنبه) :  مهمانان ویژه: بهنام صفوی، علی انصاریان، خشایار اعتمادی
حمید بعد از اومدن روی سن و اجرای آهنگ قسمت گفت: عرض سلام و ادب  دارم به شما عزیزان منت بر ما گذاشتید و تشریف آوردید و آهنگ تلافی زده شد و حمید گفت اینو آهنگو میخونیم تا خوبیهای شما رو تلافی کنیم
حمید هر مهمونی که خواننده بود رو وقتی میخواست معرفی میکرد 2،3 بیت از آهنگهاشون رو میخوند تا مردم حدس بزنند و با این کارش ثابت کرد که چقدر صداش بدون موزیک زیبا تره
وقتی که امید حجت رو معرفی کرد اون گردن حمید رو بوسید
باز هم حمید اون روز بعد از اجرای یه آهنگ گفت:" خب اون دوستانی که بالا نشستند با  وجود اینکه از هم فاصله داریم و شایدم خوب نمیتونم ببینمتون ولی همتون جاتون اینجاست  تو قلب ما و دستش رو گذاشت روی قلبش
بعد از اجرای آهنگ خاطره و وقتی که حمید میخواست یحیی مشایخی رو معرفی کنه گفت:" من یه تو توضیح کوچولو بدم،4 سال پیش که ما میخواستیم آلبوم کما رو جمع کنیم من پیش خیلی از شرکتهای موسیقی رفتم که خیلی هم با تجربه بودن به قول خودشون و دیگه دوستای خواننده ای که در جمع ما هستند میدونند که بدترین برخورد از طرف شرکتهای موسیقی با هنرمندان میشه اما اگر من الآن اینجا دارم اجرا میکنم و شما هم لطف کردید تشریف آوردید اینها رو مدیون کسی هستم که وقتی اتود کارهای منو شنید زیر 5 دقیقه حاضر شد قرارداد ببندیم و همه گونه حمایت رو از من انجام داد به نظر من بهترین شرکتی که در زمینه موسیقی فعالیت میکنه شرکت پویا موزیک هست به مدیریت اقای یحیی مشایخی که خواهش میکنم ایشون رو تشویق کنید و همه دست زدند
حمید:" مرسی آقای مشایخی ایشون اگر نبودند الآن من اینجا نبودم
بعد دوباره همه گفتند پرونده و حمید هم گفت:" ما آهنگ پرونده رو نمیتونیم اجرا کنیم اولا به چند دلیل  اینکه این آهنگ مال آقای مهدی مقدریان هست و من به دلیل قضیه ی کپی رایت و اینها نمیتونم اون رو اجرا کنم یه دست به افتخار خوتون بزنید تا عذر منو بپذیرید ولی عده ی انگشت شماری دست زدند و حمید هم گفت گفت خب مثل اینکه خیلی نپذیرفتید مرسی اینو که گفت همه زدند زیر خنده
حرف جنجالی حمید که همه رو به وجد آورد: وقتی که داشت تشکر میکرد و نوبت به تشکر از مدیر برج میلاد رسید حمید گفت:" سالن وزارت کشور سالنی بود که ما قبلا اونجا کنسرت بر گزار کردیم من نمیدونم به چه جرمی حالا شاید گفتنش اینجا خوب نباشه شاید برام بد بشه ولی شما باید در جریان باشید من میخوام بدونم سالن وزارت کشور به چه حقی و به چه قانونی به یه هنرمند میگه که ما به شما سالن نمیدیم(وقتی که حمید این توضیحات رو داد سالن ساکت ساکت بود ولی وقتی اینو گفت صدای حمید توی جیغ و دست سوت گم شد)حمید: من میخوام بدونم که این سالن از بیت المال هست یا نه ؟؟؟؟؟
 هر مجله ای که اینجا هست میتونه این خبر رو منعکس کنه به هر حال آقای گلرخی عزیز لطف کردند و به ما سالن دادند و به شدت ایشون رو تشویق کنید
حالا میخوام معرفی کنم یکی از بهترین دوستانم رو که یکی از اقوام منه و هم دوستمه هم پشت و پناهمه .... رضا کجایی؟؟؟؟؟بعد که رضا واسش دست تکون داد حمید گفت: پسر عمو ی من رضای عسکری عزیز رو خواهش میکنم تشویق کنید قربونت برم من رضا جان مرسی عزیزم
خب دوستان عزیزم از اینجا به بعد رو میخوایم با هم همخونی کنیم و صدای قشنگ شما رو من بشنوم اگر آماده اید یه جیغ بلند
بعد وقتی آهنگ شروع شد حمید گفت میخواین با هم بخونیم؟؟؟؟؟ آماده باشید و بعدش همه آهنگ رو خوندند حیمد هم گفت مرسی قربونتون برم الهی من.
حمید بعد از اجرای آهنگ به دلم موند گفت:" از اون دوستایی که بالا نشستن خواهش میکنم بشینن و برنامه رو تماشا کنند چوت اگه خدایی نکرده زبونم لال از اون بالا بیفتن پایین من تا آخر عمر خودمو نمی بخشم
حمید وقتی میخواست نیما رو معرفی کنه گفت:"من در آلبوم کما 2 که اواخر فروردین به دست شما میرسه با نیما کار کردم و همیشه تو مصاحبه هام گفتم و تعارف نبوده اگه آلبوم نتیجه مطلوبی پیدا کنه برگ برنده اون نیما بوده
 نیما بدو بیا میخوایم یه کم با هم صحبت کنیم نیما اومد و بعد از روبوسی با حمید همه گفتند نیما نیما  
بعد حیمد گفت:"نیما میگه من نمیتونم صحبت کنم ولی میدونم داره تعارف میکنه
ماشاا... هم خوشتیپه  به به (این رو به شیوه مهران مدیدی در مرد هزار چهره گفت) بعد نیما حرف زد تا اینکه یکی از اون بالا گفت مشوقت کی بوده؟؟؟؟
همه از جمله حمید خندیدند(این اولین باری بود که صدای خنده بلند حمید رو شنیدم) بعد حمید میکروفون رو از دست نیما گرفت و نیما هم رفت پای کیبورد
دوبا همه گفتن نیما نیما

(شبی که مونا رفته بوده مادر حمید مهمان افتخاری بوده و حمید اهنگ بارون رو به مادرش تقدیم کرده!اون شب حمید فوق العاده شاد و شنگول بوده و هی میپریده این ور و اون ور و قربون صدقه این و اون میرفته و کلیم نیما و امید حجت رو ماچ و موچ کرده!/مرسی از مونای عزیز بابت تعریفاتی که از کنسرت کرده/در ضمن انتشار البوم همون طر که همگی خبر دارین به اواخر فروردین موکول شد که البته در اصل قرار بوده اوایل پاییز ۸۷ منتظر بشه!.راستی مدتیه میخوام نظرسنجیو وض کنم.شما بگید چی جایگزین کنم.خیلی وقته این سر وبه/حتما برید نتیجه شو ببینید و نظر بدین که چه نظرسنجی بذارم؟)

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:8:50 تاریخ ارسال :یکشنبه نهم فروردین 1388


گزارشي ناقص!





گزارش اختصاصی موسیقی ما از کنسرت حمید عسگری در برج میلاد
یه روز تلافی می کنم!

موسیقی ما- بهمن بابازاده: کنسرت های حمید عسگری همیشه پر طرفدار بوده و همیشه سالن پر از جمعیت شده است، این بار هم سالن همایش های برج میلاد، کیپ تا کیپ جمعیت نشسته بود تا شاهد اجرای عسگری و گروهش باشند.
گزارشی که می خوانید، گزارش مفصلی از اجرای سانس اول روز 23 اسفند ماه است که در سالن برج میلاد برگزار شد.
********
سالن پر شده و همه در انتظار شروع برنامه هستند. در این بین خبرنگاران مثل همیشه آواره و سرگردان دنبال مسئولی می گردند تا صندلی های جایگاه خبر نگاران را که همگی به خانواده کارمندان سالن و نگهبانان پارکینگ اختصاص داده شده، پس بگیرند و جایی برای نشستن داشته باشند. ولی در این جور مواقع معمولا همه هیچ کاره می شوند و کار به جایی می رسد که این قشر مجبور می شوند روی زمین و خیلی ها هم سرپا به تهیه گزارش و خبر بپردازند.
حدود ساعت 30/ 18 است که گروه بروی سن می آیند و ملودی قطعه «قسمت» نواخته می شود و بعد از چند لحظه حمید دوان دوان بروی صحنه می آید و سالن غرق در تشویق او می شود و او با تمرکز شروع به خواندن می کند. صدابرداری سالن بهتر از آن چیزی که فکرش را می کردیم از آب در آمده و حسن اردستانی به خوبی توانسته خودش را و هنرش را نشان دهد.
بعد از اتمام قطعه اول حمید به خوش آمد گویی به حاضران می پردازد و می گوید:«منت سر ما گذاشتید که اومدید . خیلی دوستون دارم، یه جیغ خیلی بلند به افتخار خودتون...» و سالن به هوا می رود.
عسگری بعد از آن به معرفی یکی از مهمانان اسم و رسم دار حاضر در سالن می پردازد و می گوید:« امروز یک نفر در جمع ماست که من به شخصه خیلی دوستش دارم و اولین زمزمه های موسیقی پاپ بعد از انقلاب با صدای ایشون شنیده شد و از تلویزیون پخش شد. عزیزترینم، خشایار اعتمادی...» و سالن غرق در تشویق اعتمادی می شود و او دسته گلی قرمز رابه حمید تقدیم می کند.
«قطعه بعدی رو اجرا می کنم تا همه خوبی های شما رو تلافی کنم» و با گفتن این مقدمه قطعه «تلافی» اجرا می شود و مورد استقبال سالن قرار می گیرد.
از قرار معلوم میان هر آهنگی که اجرا می شود، یک مهمان قرار است معرفی شود. «می خوام یه فوتبالیست پر بخیه رو که الان تو جمع ماست معرفی کنم که هم آبی بوده و هم قرمز و هم برای تیم ملی بازی کرده. دوست خوبم، علی انصاریان، خوش اومدی علی...»
جمعیت به سبک تماشاگران حرفه ای استادیوم به تشویق انصاریان می پردازند و او هم بلند می شود و برای همه دست تکان می دهد.
«گریه های تو واسه من» قسمت بعدی برنامه است که با ویولن نیما وارسته بسیار به دل می نشیند و نیما در قطعه بعدی یعنی «آخه تو عزیز قصه هامی»، هم هنرش را در نواختن کیبورد به همگان نشان می دهد.
رضا تاج بخش که جزو موزیسین های برجسته کشور است و در گروه حمید نوازنده گیتار باس است، در کمال ناباوری بعنوان هم خوان دوم در قطعه بعدی با حمید می خواند، تا این تجربه را هم از سر گذرانده باشد. « یعنی باید باور کنم دیگه نیستی» اجرا می شود و بعد از اتمام قطعه یکی از حضار «پرونده» را از حمید درخواست می کند که بخواند که او در جواب می گوید:« پرونده رو نمی تونم اجرا کنم، چون این کار رو برای مهدی مقتدریان ساخته بودم و خودم هم نمی دونم که چطور با صدای من اومد بیرون. به احترام این خواننده خوب کشورمون، نمی تونم این قطعه رو اجرا کنم.»
«به دلم مونده یه بار» سالن را غرق در سکوت می کند و بلافاصله حمید با گفتن :« قطعه بعدی محبوب ترین قطعه خودمه که خیلی دوستش دارم و امیدوارم که شما هم دوستش داشته باشید»، و «وقت رفتن» سالن را منفجر می کند و ملت با استقبال خوبشان از این قطعه، نشان می دهند که چقدر با نظر شخصی حمید موافق اند.
برنامه بدون هیچ گونه آنتراکتی قرار است که دنبال شود و موسیقی بی کلام، بهانه ای می شود تا خواننده کمی استراحت کند و گلویی تازه کند. نیما وارسته به عنوان رهبر ارکستر، به هنر نمایی می پردازد و با همراهی پیانو و درامز یکی از بهترین لحظات برنامه را ارائه می دهد که خیلی ها را غرق در نوای ویولن اش می کند. بدون شک یکی از جذاب ترین قسمت های برنامه همین بخش بود که با هوشیاری کامل، در این قسمت گنجانده شده بود.
«فکر می کنی کی هستی» و «بازم دلم گرفته» با همخوانی شدید حضار توام می شود و بعد از پایان این قطعات درد دل حمید باز می شود و ناگفته هایی را به زبان می آورد:«دوست دارم هر مجله و خبرگزاری ای که در سالن نماینده ای برای پوشش خبری برنامه دارد، این قسمت از حرف های من را به خوبی انعکاس دهند که چرا مسئولان سالن بزرگ وزارت کشور، به هنرمندی که خواهان برگزاری برنامه در این سالن است می گویند: به شما سالن نمی دهیم، آن ها باید پاسخگو باشند»
حرف های نسبتا تند حمید عسگری را می توان به نوعی درد دل بیش تر خواننده ها از مسئولان سالن های بزرگ کنسرت به حساب آورد.
حمید بعد از این حرف ها قطعه «آخه تو عزیز قصه هامی» را خواند و بعد از آن نیما وارسته (رهبر ارکستر و نوازنده کیبورد و ویولن) خواست تا برای جمع صحبت کند و نیما هم از حال و هوای آلبوم جدید عسگری بحث هایی را به میان کشید و مورد تشویق حضار قرار گرفت.
«دیگه نمی بخشم تو رو» اجرا می شود و در حالی که آقای طوسی - تهیه کننده برنامه –به حمید اشاره می کند که وقت تمام است، به درخواست مردم «ناشناس» را هم می خواند تا دل حضار را به دست بیاورد.
حمید با معرفی گروهش به برنامه اش خاتمه می دهد در حالی که حضار از کم بودن زمان برنامه که چیزی در حدود یک ساعت و ربع شده بود کمی دل خور و ناراضی به نظر می رسیدند و اعتراض شان را به عناوین مختلف به آقای طوسی منتقل کردند.

منبع : موسیقی ما

 

سلام به همگي.به خاطر اين كه خيلي دير نشه يه خلاصه و البته به صورت كپي برداري واستون گذاشتم و البته همچنان منتظر گزارش دوستان گلي كه رفتن كنسرت هستيم!

راستی عید همگی پیشاپیش مبارکاگه اذیتتون کردم یا حرفی زدم که باعث دلخوریتون شده حلال کنین و یادتون نره موقع سال تحویل واسم دعا کنین! انشاا...سال خوبی داشته باشین.یه سال به یادماندنی.خوشحالم که سال جدیدم رو با داشتن دوستای گلی مثه شما شروع میکنم.حتما سال خیلی خوبی واسم میشهاین آخرین آپ من در سال ۸۷!

اهنگ زمینه رو هم واستون عوض کردم تا تنوع ایجاد کرده باشم!


 

 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:18:11 تاریخ ارسال :دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387



 

 

قيمت هاي پيش بيني شده بلیط:15000 و 20000 و 25000 و 30000 

لطفا همه ی کسایی که میرن  حداقل یکی دوتا عکس و فیلم تهیه کنن و مرحمت کنن تا بذارم تو وب!ممنون.

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:15:33 تاریخ ارسال :دوشنبه پنجم اسفند 1387


به بهانه ی تولدم!


اول سلامممممم!

این آپ بیشتر به بهانه ی تولدمه!چون فردا ۳ اسفند تولدمه و وقت نمیکنم آپ کنم یه روز به پیشواز رفتم!من قراره فرداشب ساعت ۱:۱۵ شب به دنیا بیام!دوستام بهم میگن خروس بی محل!راس میگن؟!

همیشه روزای تولدم یه حس خیلی خوبی دارم!حسی که اصلا قابل گفتن نیست!حس تعلق!حس بودن و وجود داشتن!حسی که بهم میفهمونه:من هستم!هیچ موقع تا این حد بودنم رو احساس نمیکنم!هیچ موقع روزای تولدم از کسی سر سوزنی انتظار نداشتم که بهم کادوی مادی بده!اخه وقتی دیگران میان بهم میگن:نولدت مبارک!انگار بزرگترین و قشنگترین کادوی دنیا رو بهم میدن.شعار نمیدم واقعا از ته دلم خوشحال میشم.هیچ چیز برام انقدر لذت بخش نیس!

خلاصه!نمیخوام خیلی از بحث اصلی اینجا خارج بشم!فقط شما بدونین که هم خوشحالم هم ناراحت!خوشحال از تولدم و ناراحت(فوق العاده ناراحت و دپسرده(ترکیبی از افسرده و دپرس!))از اتفاقات فاجعه انگیزی که داره اطرافم رخ میده!اتفاقاتی که باعث شد شاید بشه گفت بزرگترین ضربه ی زندگیم بهم وارد شه و بزرگترین و اصلی ترین امیدمو برید!این اتفاقات ناگوار باعث شد مجبور شم برای کسی که باعث و بانیش بوده شدیدا بزنم!راستشو بخواین اصلا دلم نمیخواد چون دلم براش خیلی میسوزه.ولی گفتم که:مجبورم!(اه!از فلسفه ی این کلمه نفرت دارم!اجبار!مجبور بودن و در کل زور!) اگه بتونم یه کوچولو گریه کنم حالم جا میاد اما مشکل من بیچاره اینه که هیچ وقت نمیتونم گریه کنم چون یه حس خاصی باعث میشه بغض و ناراحتیمو قورت بدم!و همیشه برای نفس کشیدن مشکل داشته باشم چون تو قفسه سینم یه چیز سنگین اذیتم میکنه!اما هیچکس ذره ای بویی نمیبره!اخه من در پنهان کاری به تمام معنا استادم!شادی و خوشی واسه دیگران ناراحتی و دلزدگی واسته خودم!پس مثه همیشه میخندم و دیگرانو شاد میکنم.با تمام وجود و نهایت عشق!

میدونید ادم وقتی نیاز داشته باشه یعنی چی؟منم الان فط نیاز دارم!نیاز به فرار!کاش میتونستم فقط فرار کنم!اگه بدونید چقدر ارزو دارم میتونستم برم یه جزیره ی دور بدون سکنه!اون وقت اونجا فقط میشستم و فکر میکردم!انقدر چیزایی هس که فکرمو به خودش مشغول میکنه!دلم میخواس مثه ادمای نخستین زندگی میکردم یعنی فقط درحدی میخوردم و میخوابیدم که نمیرم و بقیه شو فقط فکر میکردم وقتی به همه چیز فکر کردم و جوابامو پیدا کردم اون وقت برای خودم به دنبال یه سبک و سیاق برای زندگی میشدم!در حال حاضر زندگی همه با زور و اجباره!الان زندگی تمام افراد بستگی به زندگی بقیه داره!حتما خدا این طرز و مدل رو برای بشر تدبیر کرده!شاید قبل از من کسایی بودن که به چیزایی که من دوس دارم فکر کردن و دیگه نیازی نیس من بهشون فکر کنم!!اما اگه میتونستم جواب چیزایی که میخوامو پیدا کنم اون وقت میتونستم مثل انسان زندگی کنم!میدونید؟راستش دلم میخواد سرمو از جاش بردارم بشکافمش و جز به جزشو ببینم و ببینم توش چی میگذره!اون وقت اجزا رو دوباره سر جاش میذاشتم و سرمو رو گردنم جا مینداختم!!! آخرش اینکه خیلی سردرگمم!مثل یه کلاف درهم پیچیده!در عجب کار این ادمام!یکی براش پول و ثروت میشه تمام زندگی٬یکی شهوت و خواسته های جسمانی!یکی فقط درس و علم یکی دیگه م...!

تو تمام زندگیم فقط یه چیز تونسته مغزمو اروم کنه!موسیقی!اولین صدای که رومم میکنه صدای معین دومی هم صدای حمید!صدای معین شاید به خاطر اینکه واسم یاداور لحظه لحظه ی خاطرات کودکیمه!اخه میدونید؟دوران بچگی من با بچگی همه خیلی فرق داره!خیلی خیلی!صدای حمیدم که یه زخم قشنگی توشه به خصوص اهنگ خاطره!

ببخشید ببخشید ببخشید!همش از ناراحتی گفتم نمیدونم چرا شاید چون انقدر باهاتون احساس راحتی و صمیمیت میکنم اینا رو گفتم!ولی شما نادیده بگیرید!دوس ندارم ناراحتتو کنم!

هه!مثلا خواستم خیلی از بحث اینجا خارج نشم!

متاسفانه من نمیتونم خودمو به کنسرت برسونم چون همون طور که قبلا گفتم از ۲۲ به بعد تا چند روز یزد و کرمانم!

دوستان ازم درباره مکان فروش بلیط پرسدن که راستش باید بگم من متاسفانه بی خبرم!

راستی حتما زنگ بزنین ترانه ماه حمیدو به عنوان آهنگساز برتر امسال انتخاب کنین!

تو ادامه مطلب یه مصاحبه از حمید هست!البته یه کم قدیمیه!شما به بزرگی خودتون ببخشید!دیگه چیزی نداشتم که بذارم!

به شدت در تب و تاب البوم جدید حمیدم!همش منتظرم که بیاد!


  • دوستون دارم.خیلی خیلی...!یه جواریی احساس میکنم به همتون خیلی وابسته شدم!
  • راستی من چند سالم شد؟؟؟!!! یه نفر که روانشناسی خونده بود میگفت میانگین سن اقایون (از لحاظ عقلی!)تو ایران نهایتا تا ۱۲ و در خانومها نهایتا تا ۱۶ سالگیه!یعنی از لحاظ واکنش در برابر اطراف مثل ۱۲ و ۱۶ ساله ها عمل میکنن!طبق معمول همیشه خانومها جلوترن!
  • این رنگیو که باهاش نوشتمو خیلی دوس دارم
  • از شنبه ميخوام برم فوتبال! ترو خدا شما ديگه بهم نخندين!
  • ولی خداییش چه فوتباليستي بشم من!عشق فوتبال دارم!فک کنم تا الان همه دیگه فهمیدن!فقط استقلال!

بای



ادامه مطلب

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:0:10 تاریخ ارسال :جمعه دوم اسفند 1387


کنسرت متفاوت تهران:23-22-21 اسفند!


سلام!

خوبید؟من که مثل همیشه خیلی خوبم!

یه خبر خیلی خوبم واسه شما دارم تا اگه مثه من خوب نیستین حالتون جا بیاد!

کنسرت متفاوت حمید عسکری در تهران!

سه شب!

در ۲۱ِ۲۲ِ۲۳ اسفندماه!گویا در برج میلاد!

منم خیلی دلم میخواد برم و تمام سعیمو میکنم که خودمو برسونم!اما اگه نتونم دق مرگ میشم به خدا!

ترو خدا دعا کنین بشه برم!

طبق قولی که داده بودم چندتا عکس از حمید تو ادامه مطلبه!

 اطلاعیه:

لطفا تمامی دوستان٬هواداران٬طرفداران و پیگیران کارهای حمید عسکری آی دی منو اد کنن یا بهم ایمیل بزنن!حتما هم خودتونو معرفی کنین تا بدونم کی به کیه!براتون یه کارایی در نظر گرفتمکه به زودی خودتون متوجه میشین قضیه از چه قراره!

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:8:37 تاریخ ارسال :سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387


عكس(سري 1)


عكساي تولد 30 سالگي حميد... 

يه عكس ديگه! 

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:16:21 تاریخ ارسال :جمعه چهارم بهمن 1387


كنسرتي متفاوت!


سلام:با كلي اخبار جديد از حميد!
 
حمید عسکری گفت؛
می خواهم کنسرتی متفاوت برگزار کنم!


 

موسیقی ما- کنسرت حمید عسکری اسفندماه در تهران و رشت برگزار می شود .
حمید عسکری گفت: اسفندماه امسال کنسرتی را در تهران برگزار می کنم.
وی افزود: همچنین در نظر دارم کنسرت رشت را هم در اسفندماه برگزار کنم اما اگر به هر دلیل این اتفاق نیفتاد بهار 88 و همزمان با تعطیلات نوروزی به اجرای برنامه در رشت می پردازم.
خواننده آلبوم « کما »در خصوص قطعاتی که قرار است در این کنسرت اجرا کند گفت: علاوه بر قطعاتی که در کنسرت اردیبهشت ماه در تهران برگزار کردم 5 قطعه جدید را هم اجرا می کنم .
عسکری ادامه داد : می خواهیم کنسرت متفاوتی را در تهران برگزار کنیم و به مخاطبانم این نوید را می دهم که با لحظات جدیدی مواجه خواهند شد .
حمید عسکری امسال یکی از پر کار ترین خواننده های موسیقی پاپ ایران بود. موفقیت آلبوم «کما» و البته اجراهای پرمخاطب این خواننده باعث شده تا پیشنهاد کنسرت های مختلفی به وی ارائه شود. حمید که اردیبهشت ماه در تهران و در سالن وزارت کشور کنسرت برگزار کرده بود، مرداد ماه در جزیره ی کیش ۵ شب به روی صحنه رفت و به اجرای ترانه هایش پرداخت. عسکری بلافاصله پس از پایان این کنسرت راهی شهر رفسنجان شد و کنسرت خود را در استان کرمان اجرا کرد.
 
التماس دعا داریم به دوستان تهرانی و رشتی!
و اما...!
دوستان کنسرت کرج که یادشون هست؟!که البته مونا جان با اون بیان شیرینش واسمون اتفاقاتیو که افتاده بودو تعریف کرد!و البته فیلمی از اونجا تهیه کرده که...!با کم کاری من مواجه شد!
خب...این دوتا عکسو اینجا ببینید!اگه دوس دارین میتونین برای دیدن بقیه شون به فتو بلاگ عکاس شخصی حمید عسکری برید!
بله!ایشون لطف کردن و خبرای جدیدی هم از حمید در اختیارمون گذاشتن و فرمودن که:
اخیرا توی 360 یاهو پیج هایی از حمید عسکری ساخته شده که تمامی هوادارانش فکر می کنند این پیج هاي اوست اما افراد سود جو از نام سوپر استار ها سو استفاده می کنند .همين طور حمید بزودی سایت اختصاصی خودش را افتتاح خواهد کرد .
و اما مطلب ديگه اي كه همين الان به دستم رسيد كه البته دوست گلي (سپيده عزيز)بهم رسونده اينكه گويا طي يه نظرسنجي كه توسط مجله اي صورت گرفته حميد بعد ازفرزاد فرزين خوش تيپ ترين خواننده لقب گرفته!
و بازهم و اما...!
يه ريميكس از كاراي حميد به دستم رسيده كه واقعا كار جالب و خيلي عالي ايه!البته دوستي اونو ساخته تاكيد فراوان داشته كه اسمشونو نگم و منم به حرفشون گوش ميدم!پيشنهاد ميكنم حتما دانلودش كنين چون كار خيلي قشنگيه!قابل توجه آدماي تنبل!خيلي سريع و راحت دانلود ميشه!
 
 
و امایی دیگر...!
من مدتهاست که میخوام یه سری عکسای توپ از حمید بذارم اما خب هم تعدادشون زیاده همش تو وب جا نمیشه و حجمش بالا میره هم اینکه آپلودش خیلی همشون خیلی وقت میگیره!آخه حدود ناقابل یه 255 تایی ازش عکس هست!
کسایی که در عرصه ی عکس ماهرن و میتونن والپیپرای خوب بسازن ایمیلشونو بدن تا براشون عکس برای والپیپر سند کنم!والپیپرا رو واسه خودم دوباره سند کنین تا با ذکر نام خودتون تو وب بذارم!
دوستانی هم که نمیتونن والپیپر بسازن حالا به هر دلیلی یا وقت ندارن یا بلد نیستن یا حوصلشو ندارن!!!ناراحت نباشن از این به بعد تو هر پستی چندتا از عکسای خیلی خوبو و والپیپرایی که دوستان زحمتشو کشیدنو میذارم تو ادامه مطلب...

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:21:46 تاریخ ارسال :دوشنبه سی ام دی 1387


من و مهمان تلفنی!


اه...گند زدم!

الان حدودا یه ساعت و یه ربعه که از حرف زدم با حمید میگذره البته چه حرف زدنی!

بذارین کامل تعریف کنم!دیروز که داشتم از امتحان برمیگشتم سه تا دوستای صمیمیو گفتم بیان خونمون که میخوام زنگ بزنم پیشم باشن!که البته دوتاشون نتونستن بیان و یکیشون اومد!حالا من امروز از ۲.۵ شروع کردم دارم زنگ میزنم و همش مشغووول بود!تا اینکه حدودا ساعت ۳ بود که گرفت!منم با کلی اعتماد به نفس خواستم حرف بزنم که دیدم یه خانومی گوشیو برداشت و گفت که یه ربع بیس دقیقه دیگه برای صحبت با آقای عسکری تماس بگیرین!

به محض اینکه قطع کردم دوباره شروع کردم زنگ زدن!تا اینکه ۳.۵ یه مرده گوشیو برداشت که اولش که گفت الو من هول شدم فک کردم خودشه گفتم آقای عسکری؟مرده گفت بله من شروع کردم حرف زدن و کلی حرف زدم که مرده یهو گفت برای صحبت با آقای عسکری ۱۰ دقیقه دیگه زنگ بزنین!(من نمیدونم پس چرا اولش که پرسیدم آقای عسکری گفت بله!)

بعد دیگه من باز به زنگ زدنم ادامه دادم و دوستمم از یه ربع به چهار شروع کرد زنگ زدن و حالا ما دوتا چشامونو دوختیم به این گوشیا و همش بیزی نامبر میده!دیگه من خسته شده بود و یه لحظه رفتم پشت پنجره اتاقم که دوستم دید دیگه بیزی نامبر نمیده و منو صدا کرد!منم با کله رفتم که دیدم یکی هی داره میگه الو!منم دارم تو گوشی دوستم میگردم که رکوردش کنم!حالا مگه پیدا میشد!دیگه بیخیال ضبط کردن شدم و گفتم:

-الو سلام

-سلام از کجا زنگ میزنین؟

-از همدان

-به همدان!ما پارسال یه برنامه ای اونجا اجرا کردیم نمیدونم بودین شمام اونجا یه نه!

-(منم حسابی هول شدم و اصلا نمیفهمیدم چی داشت میگفت!فقط فهمیدم راجع به پارسال حرف زد و منم گفتم بله بودم!بعد گفتم میتونم ضبط کنم؟

-اشکال نداره ضبط کن!

حالا دوستم کنارم وایساده و داره نگا میکنه به منی که دارم سکته میکنم!دو دفعه قبل که خواستم حرف بزنم اصلا هول نشدم و کاملا آرامش داشتم اما شانس بیخود من!

حالا ادامش بعد از اینکه رکوردو زدموگفتم:

-الو ببخشید شرمنده!

-خوبی عزیزم؟

-متشکر مرسی!(یه نفس عمیق کشیدم و گفتم)آقای عسکری میخواستم یه مطلبیو باهاتون درمیون بذارم اینکه من یه وبلاگ دارم در خصوص طرفداری از شما

-خیلی لطف داری

-میخواستم بگم اگه لطف کنین سر بزنین خوشحال میشم

-حتما حتما

-آدرسو بدم؟

-بگین آدرسو بنویسم

-hamid

-یه لحظه...

حالا من دارم نفس نفس میزنم انگار ۱۰۰ کیلومتر دوییدم!اونم رفته که کاغذ جور کنه و صدای یکی دو نفر دیگه ام میومد!

-خب!آدرسو بگین!

- -hamid

-یه لحظه ببخشید!(خودکارش قطع کرد فک کنم!)....................خب؟

-عسگری...عسکری!اینجا یه لحظه احساس کردم خندش گرفت!

-خب!

- .coma با c

-کما؟

-بله..blogfa.com

-حتما بهش سر میزنم.

-ممنون میشم!

بعد با خنده یه چیزی گفت اصلا متوجه نشدم و گفتم بله؟

- در واقع وبلاگ خودمه انگار!

-بله دیگه!

-به هر حال خیلی لطف میکنی تو اینترنتم خبراش میاد که وبلاگای زیادی برام باز کردن به هر حال این لطف شماست.

-اختیار دارید وظیفه س!

-ممنونم این کارای شما به موفقیت ما کمک میکنه!

-ممنونم خیلی لطف دارین شما!

-ا...بعد مطلب دیگه اینکه آقای عسکری یه سری افراد هستن که خیلی برای سرکوبی شما دارن تلاش میکنن و خیلیا حتی میان تو وبلاگ من یه حرفای ناجوری میزنن!میخواستم ببینم شما خودتو چه جوابی دارین برای اینجور افراد؟

-ببینید من همون جوری که شما تماس میگیرید لطف دارید تعریف میکنید به هر حال آدمایی هستن که شاید.(اینجا رو یه مکثی کرد و داشت محتاطانه دنبال کلمه میگشت!) با من خیلی موافق نباشن!به هر حال من هم واسه شما هم واسه اون افراد احترام خیلی زیادی قائلم.(خجالت بکشن اونایی که انقدر بی ادبانه درموردش حرف میزنن!)

-درسته!از بزرگواریتونه!

-به هر حال هر کسی میتونه نظری داشته باشه نه؟

-درسته بله!

-بعد مطلب دیگه اینکه آقای عسکری همدان کنسرت نمیذارین؟

-ا...همدان که فعلا برنامه ای در دست کار نداریم.انشاا.. که ok بشه مجوزش صادر بشه همدانم کنسرت خواهیم داشت

-ممنون میشم به هر حال ما هم دوست داریم که از صدای شما مستفیض بشیم!

-مرسی عزیزم خیلی لطف کردی تماس گرفتی!

-اختیار دارین خواهش میکنم خدافظ

-خدافظ شما!

حالا من موقعی که داشتم حرف میزنم صدام خفن میلرزید  و داشتم میتتترکیدم!ولی خیلی خوشحالم که گفت میاد سر میزنه!البته اینم بگم که خیلی خودمونی و صمیمی و راحت حرف میزد اصلا حرف زدنش خودخواهانه نبود!

بعد از اینکه قطع کردم نشستم زمین و دوستم چارشاخ از تعجب مونده بود  و گفت که کاش به جای ضبط کردن میشد از قیافت یه فیلمی میگرفتم خودتو میدیدی!آخه خیلی هول شدم و اصلا انتظارشو نداشتم که خط آزاد شه و من چه جوری پریدم و گوشی رو از دسشتش تو هوا قاپیدم بماند!از اون موقع تا حالا همش دارم خودمو سرزنش میکنم!و احساس افسردگی میکنم!اصلا و ابدا نشد چیزایی که مد نظرم بودو بگم!

خلاصه اینم از صحبت ما و اقای عسکری!آخر سوتی بودم!اما به قول مونا و دوستم دیگه نباید خیلی بهش فک کنم!!اما باز جای شکرش باقیه که تونستم بزنگم!خیلی دیدم نسبت بهش فرق کرد!فک میکردم خیلی مغرور و یخ و از خود راضی باشه!واقعا به طرفداری از چنین شخصی افتخار میکنم!بسوزه دل و کور شه چشایی که نمیتونن ببینن و روشن شه دل و چشایی که میتونن ببینن!

راستی تو قالب اینجا یه تغییراتی ایجاد کردم!خوبه؟در ضمن فيلم كنسرت كرج كامل به دستم نرسيده و بايد ميكسش كنم!مطمئن باشين در اولين فرصت ميذارمش!فقط يه مهلت كوچولو بهم بدين يه ذره به كارام سر و سامون بدم كه خيلي زندگيم قاطي پاتي شده!

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:18:49 تاریخ ارسال :سه شنبه بیست و چهارم دی 1387


حمید مهمان تلفنی ترانه ماه!


سلام

ماه محرمو به همه تسلیت میگم.

خبرم دست اول نیست و همه میدونن ولی باز میگم که کسی یادش نره!

سه شنبه!۲۴ دی ماه!ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر!...

حمید مهمان تلفنی نشریه ی ترانه ماهه...............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تلفن:

۸۸۷۴۷۳۴۷

پ.ن ها!

زنگ میزنم/ضبط میکنم/سعی میکنم/تو وب بذارم!(هه!قافیه دراومد!البته یه خورده ناقصه!)

فقط ۲عا کنین موفق شم!

اگه زنگ زدین متن مکالمه تونو کامنت بذارین!

ادامه مطلب فراموش نشه!

همون دوتا خبر تصویرا رو که گفتم گذاشتم.فک نکنم بدتون نیاد از همکاری حمید با بابک جهانبخش و نیما نکیسا و کنسرت بعدی حمید در رشت و تهران و اسم آلبوم بعدی با خبر شین!یادتون نره باید رو عکسا کیلیک کنین!



ادامه مطلب

 


نوشته شده توسط : Narcissus ساعت:23:28 تاریخ ارسال :شنبه چهاردهم دی 1387



کپی برداری فقط در صورت ذکر کامل منبع مجاز است